نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
خورشید را میپرستیدند : " « وجدتها و قومها یسجدون للشمس »" . بعد از
این جریان است که سلیمان - باز به نقل قرآن کریم - نامهای برای او
میفرستد و آنها را دعوت میکند به اسلام و به تسلیم ، هر دو . او هم
مشورت میکند و آنها میگویند ما حاضریم بجنگیم و این میگوید جنگیدن
مصلحت نیست و بالاخره خودش تصمیم میگیرد که بیاید به حضور سلیمان و
قضیه را آنجا ختم کند ، راه میافتد و میآید . آن جریانی که خواستم عرض
کنم اینجاست : وقتی تصمیم گرفت بیاید - قبلا هم هدهد خبر آن تخت شگفت
انگیز او را برای سلیمان گفته بود - سلیمان در جلسه خودش گفت : " « یا
ایها الملا ایکم یأتینی بعرشها قبل ان یأتونی مسلمین »" پیش از اینکه
آنها بیایند و در حالی که قصد دارند که مسلم باشند و تسلیم باشند ، کی
حاضر است تخت او را قبل از خودش اینجا حاضر کند ؟ " « قال عفریت من
الجن انا اتیک به قبل ان تقوم من مقامک »" پلیدی از جن گفت من حاضرم
این را بیاورم قبل از آنکه این مجلس بهم بخورد ( این خودش دلیل است که
از نظر قرآن ممکن است عمل خارق العادهای به دست یک موجود پلید هم صادر
شود ) . سلیمان اعتنایی نکرد و این را به چیزی نشمرد . " « قال الذی
عنده علم من الکتاب »" ( باز اینجا قرآن به علم تمسک جسته است ) و
گفت آن کسی که در نزد او نوعی علم از کتاب بود ( مقصود از " کتاب "
الواح آسمانی است ، لوح محفوظ است ) ، علمی از نوشته بود [١] "
²انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک غ" من پیش از یک چشم به هم زدن
حاضرش میکنم . حاضر شد . " « فلما راه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربی
لیبلونیء اشکر ام اکفر و من شکر فانما یشکر لنفسه »" وقتی که حاضر دید
، خدا را شکر کرد ، گفت این از فضل پروردگار است و این هم تازه برای من
امتحان است ، خداوند اینهمه نعمت به ما عنایت کرده است برای اینکه ما
شاکر باشیم ، یا مورد امتحان قرار بدهد که ما شاکر یا کافر نعمت باشیم و
هر کسی شکرگزار باشد به نفع خود شکرگزاری کرده است ، پروردگار بینیاز
است ، اگر بنده خودش را آزمایش میکند برای تکمیل آن بنده است نه برای
اینکه او نیازی به آزمایش دارد ( « و من کفر فان ربی غنی کریم ») [٢] .
[١] اجمالا نشان میدهد که نوشتهای هست ، کتابی هست و علمی هست ولی با تنوین که میگویند ( تنوین تنکیر ) یعنی شما نمیتوانید بفهمید آن علم چه علمی است . [٢] نمل / ٢٠ - . ٤٠