نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
غرضم این جهت است که در یک حالت غیر عادی ، در اثر تمرینها و
تقویتهایی از قوای روح ، این مقدار روح روی بدن اثر میگذارد ، تصمیم
میگیرد مدتی کار آن را کم یا تعطیل کند . این که احتیاج دارد در روز فلان
مقدار غذا بخورد و انرژی از غذا بگیرد ، همینطور در یک حال آن را نگه
میدارد . این نشانه آن است که واقعا روح و امور روحی به صورت یک قوه
در انسان وجود دارند و بدن را به این شکل تحت تأثیر خود قرار میدهند .
از اینها بالاتر این حرفهایی است که امروز دیگر تقریبا میشود گفت مسلم
و قطعی شده است : به وسیله خواب مصنوعی ، یا حتی خواب مصنوعی هم نباشد
به وسیله تلقینات ، آنچنان شعور باطن را تحت تأثیر قرار میدهند که شعور
باطن روی بدن اثر میگذارد و خیلی از جریانهای عادی بدن را ولو بگویید
مربوط به اعصاب باشد ( اعصاب هم مربوط به بدن است ) تحت تأثیر قرار
میدهد . گذشته از اینکه در خواب چیزهایی را تلقین میکنند یا مثلا در حال
خواب مصنوعی شخص را جراحی میکنند [١] ، درجه دیگر این است که در حال
بیداری در اثر تلقین ، در یک عضو ، لمسی ایجاد میکنند یعنی باز روح
خواسته است که این عضو حس نکند ، حس نمیکند ، و باز درجات دیگر و
مراتب دیگری که هست .
اینها به عنوان نمونهها و نشانههایی است که البته با آنچه که ما معجزه
مینامیم و معجزه انبیاء میگوییم فاصله خیلی زیاد دارد ولی به عنوان نمونه
است برای این مطلب که : پس امور روحی هم نوعی از قدرتها هستند و در
وجود انسان قدرتها و قوههایی وجود دارد غیر از قوهها و قدرتهای مادی بدنی
. همین مقدار که نمونهها برای ما به دست آمد ما میتوانیم لااقل این موضوع
را تحت مطالعه قرار دهیم و حتی استبعاد ما نفی شود .
[١] این از قطعیات و مسلمات تاریخ طب است که افرادی را به وسیله خواب مصنوعی تحت عمل جراحی میبردند در صورتی که در خواب طبیعی هر اندازه انسان خوابش عمیق باشد وقتی بخواهند عضوش را قطع کنند بیدار میشود ولی او را آنچنان تحت خواب مصنوعی فرو میبرند که با قطع کردن عضو هم بیدار نمیشود چون این خوابی است که در اثر تلقین پیدا شده یعنی در روح او این اراده را ایجاد کرده و آن اراده روح است که میخواهد بدن خواب بماند ، بدن خواب میماند .