نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧
آنجا زنده میبیند یعنی همیشه خودش را با بچه خودش محشور میبیند . این خودش دلیل بر آن است که ممکن است ماشین بدن صد در صد سالم باشد ولی کارش سالم نباشد یا عوارضی پیدا بشود که هیچ ربطی به ماشین بدن نداشته باشد ، و شما این را تأیید میکنید و من از تذکرات شما خیلی متشکرم . - موضوعی که واقعا برای خود من در این حد بود که پس ممکن است قبول داشت این مطالبی را که راجع به اعجاز میگویند این بود : با یک شخصی برخورد کردیم که ایشان تقریبا هم کر و هم لال مادرزاد بود ولی مطالبش را میتوانست بگوید . مطالبی گفت از گذشته و آینده روزهایی که با هم بودیم که واقعا هیچ کس از آنها اطلاعی نداشت . یکی از رفقای ما مهندس نفت بود و این با توجه به اطراف ، علامتهایی را نشان میداد که شما متخصصید و متخصص نفت هستید . یک نفر از رفقای ما دوره نظام را میگذارند و لیسانس وظیفه بود . به او گفت که شما در لباس نظام هستید ولی به این لباس علاقه ندارید و حتی درجهاش را گفت که شما ستوان ٢ هستید . به خود من گفت که شما پزشک هستید و پزشک جراح نیستید و پزشک مزاجی هستید . و حالت شکی را که نسبت به انجام کاری آن موقع داشتم کاملا ذکر کرد که شما الان در یک حالت تردید هستید که این کار را بکنم یا آن کار را ، بعد یکی از آن دو کار را توصیه کرد که من انجام بدهم . به یکی دیگر از رفقا طرز برخوردش با خانمش را گفت که شما یک خانم خیلی ناراحتی دارید ولی برخورد شما با او خیلی ملایم و آرام است . برخورد با این افراد نشان میدهد که آن حد غیبگویی یا اعجازی که آدم میشنود که انبیاء داشتند ، لااقل قابل تحمل میشود که احیانا میشود چنین چیزهایی را قبول داشت . - به نظر من مقدمهای که امروز جناب آقای مطهری فرمودند در مورد بحث اصلی ما که نبوت و معجزه بود یک موضوع فرعی نبوت بود ، آنقدر توسعه پیدا کرد که ارتباطش با موضوع اصلی به دفعه آینده موکول شد واین مسأله باعث میشود که در مخیله انسان این فکر بیاید که شاید عده زیادی از مردم بتوانند به مقام نبوت برسند چون قدرتشان فرق میکند با این استدلالی که گفته شد . من فکر میکنم که اگر مقدمه و نتیجه گیری در یک جلسه باشد شاید انسان بهتر بتواند ایندو را به هم ربط بدهد . چه بسا در جلسه آینده عدهای از آقایان تشریف نداشته باشند یا بعضی از مطالب از خاطر انسان رفته باشد . موضوع دیگر که من میخواستم سؤال کنم ، البته شاید زیاد به این بحث مربوط