نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
این میفهمد خطا دارد . قرآن تصدیق میکند که ممکن است یک مرد آثم .
گنهکار و دور از خدا دارای یک قدرت خارقالعاده بشود ولی از نظر قرآن او
مؤید به تأیید شیطان است نه مؤید به تأیید رحمان : " « هل انبئکم علی
من تنزل الشیاطین »" آیا ما به شما خبر بدهیم که شیاطین بر چه کسی نزول
پیدا میکنند ؟ " « تنزل علی کل افاک اثیم »" [١] فرود میآیند بر هر
دروغزن گنهکاری ، در عین اینکه دروغزناند معذلک شیطان بر اینها فرود
میآید و چیزهایی به اینها القاء میکند ، که در آیه دیگر هم میفرماید : "
« و ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم »" [٢] .
- توضیح کوتاهی راجع به هپینوتیزم میخواستم عرض کنم که دو مطلب باید
حتما در آن در نظر گرفته شود ، یکی اراده شخصی است که میخواهد هیپنوتیزم
بشود ، حتما آن شخص باید بخواهد یعنی کسی برخلاف اراده من نمیتواند مرا
بخواباند . دوم اینکه در موقعی هم که من خواب هستم دستوری خلاف خواست
من نمیتواند به من بدهد ، نمیتواند به من بگوید فلان کس را بکش یا حتی
یک کار صحیحی که من دلم نمیخواهد انجام دهم . حتی در موقعی که ما بیحسی
میدهیم به مریضی برای جا انداختن دستش ، این قبلا باید برایش توضیح داده
و به او گفته شود که این کار را میخواهیم بکنیم ، حق قطع کردن دستش را
نداریم و نمیگذارد این کار را بکنیم . من نمیدانم این توضیح تغییری در
مطلب میدهد یا نه ؟ فکر نمیکنم بدهد .
استاد : خیر
- ولی اگر اینطور صحبت بشود که حتما آن شخصی که در هیپنوتیزم هست ، هر کاری که طرف به او بگوید میکند این صحیح نیست .جواب : مطلب اول که آقای دکتر فرمودند که باید او خودش بخواهد یعنی اراده او مقاومت نکند ، همین طور است . اصلا فلسفه خواباندنش همین است ، برای اینکه او را
[١] شعراء / ٢٢١ و . ٢٢٢ [٢] انعام / . ١٢١