نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
حالی که شخص را خواب نمیکنند ، در اثر تلقین ، فقط یک عضو را در اختیار قرار میدهند . ممکن است تنها دستش را بیحس کنند یا به دست فرمان میدهد به این حال بایست دست به یک حال معین میایستد . درحالی که شعور ظاهرش هم در کار است . این از این نظر مهمتر است که در آن نظر اول شعور ظاهر در کار نیست ، چون شعور ظاهر در کار نیست شعور باطن کار خودش را میکند ، ولی در اینجا معلوم میشود با اینکه شعور ظاهر در کار هست معذلک باز شعور باطن فعالیت خودش را دارد ، یعنی حکایت میکند از نوعی استقلال شعور باطن در مقابل شعور ظاهر . از این عجیبتر چیزی است که باز من در این کتابها خواندهام و خیلی عجیب است ، که تحت تأثیر القاء شخص عامل ، یک حساسیت عجیبی حواس معمول پیدا میکند به طوری که صدایی را که یک آدم عادی نمیشنود او میشنود ، چیزی را که یک شخص عادی در حال عادی نمیبیند او میبیند یعنی از راههای بسیار دور چیزی را میبیند و از فاصلههای بسیار دور چیزی را میشنود ، تا این مقدار حساسیت برای حواس . یک چیزی امروز میگویند به نام " تله پاتی " که الکسیس کارل هم در کتاب انسان موجود ناشناخته آن را تأیید میکند و میگوید این واقعیتی است که الان وجود دارد ، و داستانهای نظیر این در کتابهای مذهبی خیلی زیاد است مثل اینکه پیغمبراکرم در وقتی که نجاشی در حبشه بود جریان فوت او را اطلاع داد و گفت که الان نجاشی مرده است و او را کفن کردهاند و من از همین جا بر آن نماز میخوانم ، به طوری که همه جنازه نجاشی را دیدند و حضرت در آن حال بر آن نماز خواندند . آقای دکتر معین - که چند سال است که در یک حالت بین الموت و الحیات هست - مقداری در هیپنوتیزم کار کرده بود ولی چیزهای عجیبتری از افرادی که کار کرده بودند نقل میکرد . این داستان را من الان یادم نیست که از خودش شنیدم یا یکی از رفقا ( دکتر شهیدی ) از او نقل کرد . مدعی بود که در پاریس افراد خیلی فوقالعادهای هستند که حتی به وسیله رادیو قدرت دارند فرمان بدهند که هرکسی در هر حالی که هست در همان حال متوقف شود .
داستان دکتر معین
ولی این قضیه را بهطور قطع نقل میکرد ، میگفت یک بچه فرانسوی را در