نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
مثل وحی میتوانیم بگوییم که نمونهاش در همه افراد وجود دارد ولی در آن کسی که معجزه را انجام میدهد مثلا در پیغمبران به حد اعلی وجود دارد ، همانطوری که در وحی و الهام هم همینطور است ، هیچ انسانی نیست که از نوعی الهام بیبهره باشد ولی الهام و القاء از باطن درجات و مراتبی دارد ، شدیدترین مرتبهاش آن است که ما آن را " نبوت " مینامیم . حالا درباره معجزه از این نظر [ بحث کنیم ] که آیا در انسان بهطور کلی یک قوهای وجود دارد که تا اندازهای قوه خرق عادت باشد ( البته خود آن هم قانونی دارد ولی برخلاف قانون مادی این جهان ) یا [ چنین قوهای ] نیست ؟ پایه این مطلب از دو سه جا شروع میشود یعنی ما باید ببینیم که آیا یک مسائل مسلمی [ از این سنخ ] در میان افراد بشر وجود دارد که اسم آنها معجزه نیست ، همانها را مبنا و پایه قرار بدهیم که لااقل امکان این چیزهایی که معجزه مینامیم برای ما اثبات بشود . به نظر میرسد در وجود بعضی از جریانها که الان وجود دارد به هیچگونه نمیتوان تردید کرد . البته این جریانها که میگویم نمیخواهم کراماتی [ را بگویم ] که به بعضی از اولیاء نسبت میدهند که افراد خیلی معدودی هستند و هر کسی با اینها برخورد نکرده است .
درمان روانی
یکی از مسائل که مربوط به این قضیه است و به استعداد روحی بشر و احیانا به یک قوه غیر مادی و جسمانی برای بشر ارجاع میشود درمانهای روانی است ، یعنی این یک دهلیزی است برای اینکه انسان به نیروی روحی ماورای نیروی مادی و بدنی در وجود خود پی ببرد . مسأله درمان روانی - همین طوری که در کتابها لابد زیاد خواندهاید - از قدیم معمول بوده است و در عصر جدید هم که ما در کتابها میخوانیم و خود شما آقایان مخصوصا بعضی از آقایان که در این رشتهها کار کردهاند بهتر میدانند خودش یک مسألهای است ، که فلاسفه ری درمانهای روانی اطباء مطالعه میکنند و برای اینها اهمیت زیادی قائل هستند . ما داستانهایی در قدیم در کتابها میخوانیم که مثل بوعلی هم در کتابهای خودشان نقل میکنند و از همه معروفتر معالجات روانیای است که به محمد بن زکریای رازی نسبت میدهند و بوعلی هم در کتابهای خودش آنها را نقل میکند و خود بوعلی هم گاهی دست به معالجات روانی