نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣
که امروز میخواهم عرض بکنم هیچ موضوع ندارد . ولی چون من خودم معتقد هستم - همین طور که بسیاری از علمای اسلام معتقد هستند - که در مسأله معجزه ، قدرت انسان و اراده انسان مطرح است و این قدرت با اینکه خارق العاده است قدرت انسان است و این اراده با اینکه خارق العاده است اراده انسان است ، و انسان است که به این درجه و مقام رسیده ، آن وقت بحثهای بعدی من موضوع پیدا میکند . به آن مبنا که اساسا انسان هیچ دخالتی ندارد ، به نظر من دیگر معجزه اصلا توجیه ندارد یعنی من که نمیتوانم و هیچ کس هم نتوانسته که روی آن مبنا توجیه کند و بخواهد یک نظام علمی یعنی نظام فلسفی و علی و معلولی هم برای جهان قائل باشد ، مگر اینکه همان حرفها را باید بزند که اصلا در جهان نظم به صورت یک واقعیت وجود ندارد ، به صورت یک ضرورت وجود ندارد ، فقط ما از باب اینکه حوادثی را متوالی یکدیگر دیدهایم اسمش را نظم گذاشتهایم . هیچ فرق نمیکند که عکس قضیه باشد . یک عادتی است که خدا دلش خواسته اینطور باشد ، به این شکلی که ما الان میبینیم نظم عالم جریان دارد ، خواسته اینجور باشد ، دلش هم بخواهد عوض میکند ، وقتی دلش خواست عوض کند جلوی مشیت او را کسی نمیتواند بگیرد ، اگر بگوییم نه ، آنوقت این محدودیت اراده پروردگار میشود . ما تاکنون ندیدهایم در دنیا که از یک پاره سنگ یک حیوان به وجود بیاید . هیچ در رابطه واقعی و نظم واقعی فرق نمیکند که مثلا یک شتر از نطفه یک شتر دیگر به وجود بیاید یا از داخل کوه بیرون بیاید . روی این حساب تمام حسابها رااز بیخ انکار دارند . با آنها دیگر بحثی نیست . ما باید برویم سر آن مطلب ببینیم و اقعا این جور است که اصلا حسابها قابل انکار است در دنیا یا نه ؟ اگر قبول کردیم قابل انکار است دیگر فرقی بین معجزه و غیر معجزه نیست ، و اما اگر قبول نکردیم ، همانطور که قبلا عرض کردیم ، نظام را برای عالم قبول کردیم ، چارهای جز اینکه - همین طور که ظاهر قرآن هم حکایت میکند - قدرت و اراده انبیاء را هم در این زمینه بپذیریم نداریم . عرض کردیم که نمونهای از این - ولو نمونههای خیلی کوچکی - در انسان به طور کلی وجود دارد و حد اعلایش در انبیاء وجود دارد . اینجا من شما را یکی راهنمایی میکنم به تفسیر المیزان جلد ششم عربی ( که چون هر جلدش دو جلد فارسی میشود علی القاعده باید در جلد یازدهم یا دوازدهم فارسی باشد ) در ذیل این