نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
من ، مرغ شدن کار خدا . به مرغ شدن که میرسد میگوید " « فیکون طیرا باذن
الله »" . ولی این جواب دارد . جوابش این است که اولا خود کلمه "
باذن الله " نشان میدهند که اگر کار خدا بود دیگر به اذن خدا غلط بود ،
ثانیا " فیکون طیرا " به تمام اینها میخورد : " « انی اخلق لکم من
الطین کهیئة الطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذن الله »" من میسازم از گل
به اذن خدا و میدمم به اذن خدا و مرغ میشود به اذن خدا ، یعنی میگوید
تمام این کارها را که من میکنم و بعد چنان نتیجهای پیدا میشود همه به اذن
پروردگار است . و از آن بالاتر جمله بعدی است که کاملا توضیح میدهد : "
« و ابریء الاکمه و الابرص و احی الموتی باذن الله »" [١] شفا میدهم
کور مادرزاد را و پیس را و زنده میکنم مرده را به اذن پروردگار . اینجا
در کمال صراحت فعل را به خودش نسبت میدهد ولی میگوید به اذن پروردگار.
آیه دیگری که از آن بالاشاره میشود استفاده کرد این است : " « و قال
الذین لا یرجون لقائنا لولا انزل علینا الملائکه او نری ربنا لقد استکبروا
فی انفسهم و عتوا عتوا کبیرا »" [٢] . این کافران اینجور میگویند که
چرا ملائکه بر ما نازل نشد ، چرا ما نباید خدای خود را ببینیم ؟ بعد از
این هر دو ادعا قرآن جملهای میفرماید : " « لقد استکبروا فی انفسهم »"
اینها درباره خودشان ادعای بزرگی میکنند . این آیه خودش میفهماند که
نزول ملائکه یا رؤیت پروردگار به آن معنا که پیغمبران ادعا میکردند که ما
خدا را میبینیم ( البته نه با چشم سر ) شایسته فقط بعضی از افراد است نه
همه افراد . پس نفوس متساوی نیستند و نفوس خاصی هستند که این شایستگی
را پیدا میکنند و این هم باز دلالت میکند بر اینکه نفوس پیغمبران دارای
یک درجه و مقام خاصی است که به موجب آن درجه و مقام خاص ، هم وحی را
تلقی میکنند و با ملائکه ارتباط پیدا میکنند و هم کارهای معجز آسا را
انجام میدهند .
من این را به صورت طرح عرض کردم . پس در اینجا دو نظریه است . یک
نظریه این است که واقعا معجزه را صاحب معجزه باذن الله انجام میدهد .
معنایش این است که دراینجا روح او ، نفس او ، اراده او ، قدرت او
واسطه است . نقطه مقابل ، این است که اساسا اینجا مسأله قدرت و اراده
انسان مطرح نیست . اگر چنین بگوییم ، مسائلی
[١] آل عمران / . ٤٩ [٢] فرقان / . ٢١