نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
او اراده میکند که بشود و میشود ، نه اینکه عیسی فقط کارش این است که
این مرغ را از گل بسازد و دیگر اراده او دخالت ندارد ، نه ، امر خدا به
او این است که تو این کار را بکن و بخواه ، ما به تو این قدرت و این
اراده قوی را دادهایم که به موجب آن تو این کارها را میکنی .
در اینجا دو جور تصویر است : عدهای نظریه اول را پذیرفتهاند و اسم این
کارها را گذاشتهاند کار خدایی ، یعنی کارها را تقسیم کردهاند میان خدا و
غیر خدا ، گفتهاند کارهای کوچک کارهای بنده است و کارهای بزرگ کار
خداست . دمیدن و فوت کردن کار بنده است ولی جان دارد کار خداست . عصا
را به دریا زدن کار بنده است ولی شکافته شدن دریا و آن وضع ، آن دیگر
کار خداست و در قدرت بنده چنین چیزی نیست . و حتی اینها مدعی هستند که
اگر کسی بخواهد چنین کار بزرگی را به یک بنده نسبت بدهد مشرک است چون
کار خدا را به یک بنده نسبت داده است .
دسته دوم میگویند خیر ، [ معجزات ] کار پیغمبران است ، هم قرآن دلالت
میکند که کار اینهاست و هم اعتبارات عقلی ایجاب میکند که همین جور
بگوییم ، اگر غیر از این بگوییم اصلا این کار نظامی نخواهد داشت یعنی
توجیه علمی نخواهد داشت و مسأله شرک و این حرفها مطرح نیست ، و این
عین توحید است ، چون اگر کسی قائل بشود که بشری قدرت مستقلی در برابر
قدرت خدا دارد ، آن کوچک و بزرگ ندارد ، او مشرک است . اگر شما
بگویید که عیسی در فوت کردنش قدرت مستقل از قدرت خدا و اراده مستقل
از اراده خدا دارد ، همان را بدون اذن الله میتواند انجام دهند ، شما
مشرک هستید . ولی اگر معتقد باشید که عیسی با اراده خودش مردهای را
زنده میکند در کالبد گلی جان میدهد ولی این خداست که چنین قدرتی به بنده
خودش تفویض کرده است [١] این عین توحید است ، عین قدرت خداوند
است ، عین اراده خداوند است .
آیاتی که گروه دوم به آنها استناد کردهاند
آنهایی که این نظریه دوم را معتقد هستند ، به آیات قرآن استناد میکنند و[١] الان هم که تفویض کرده ، تفویض الهی معنایش این نیست که ببخشد و خودش برود کنار ، الان هم باز با اراده خداوند است که اراده او میچرخد ولی خداوند از مجرای اراده او این کار را میکند .