نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
درباب وحی عرض کردیم که وحی ، هم دربارهاش میشود گفت یک امر فوق بشری و هم میشود گفت یک امر بشری ، و این نکته از خود قرآن استفاده میشود . اما فوق بشری است یعنی در این درجهای که ما برای انبیاء و اولیاء معتقد هستیم و قرآن بیان میکند مسلم در غیر آنها وجود ندارد به این حالت و به این شکل که از یک طریقی غیر از طریق حواس ظاهر و معلومات ظاهر از غیب دستوراتی بگیرد و به مردم ابلاغ کند . این مسلم اختصاص به خود آنها دارد . پس وقتی میگوییم غیر بشری است یعنی در بشر عادی وجود ندارد . و اما از آن جهت عرض کردیم " بشری است " که این چیزی که وحی است ، از نظر حقیقت و ماهیت مغایر نیست با یک نوع هدایتها و الهامات در درجات بسیار بسیار ضعیف که برای انسانهای دیگر هم کم و بیش وجود دارد و حتی یک درجهاش در حیوانات هم وجود دارد و حتی در گیاهان وجود دارد و حتی به تعبیر خود قرآن در جمادات هم وجود دارد . تعبیر خود قرآن درباره اینها ، هم وحی است هم کلمه هدایت . منتها به این درجه بسیار بسیار شدیدش اختصاص داردبه انبیاء . میخواهم عرض کنم که درباب معجزه - همین امر خارق عادت - هم عینا همینطور است یعنی هم فوق بشری است هم بشری . در آن درجهای که ما نامش را معجزه ، کرامت و خارق عادت میگذاریم ، در درجه آن چیزهایی که قرآن کریم برای انبیاء نقل کرده است ، البته در این درجه برای دیگران نیست و لااقل ما نمیتوانیم ثابت کنیم که هست . ولی میخواهیم بگوییم این نوع کار هم باز از نوع و از سنخ برخی امور بشری است که در همه افراد بشر کم و بیش میتواند وجود داشته باشد ولی در درجات خیلی ضعیف . مقدمتا مطلبی را باید عرض کنم که اگر آن را ذکر نکنیم این بحث ما ناتمام است و آن بحثی است قرآنی ، یعنی راجع به قرآن [ درباره ] مطلبی از خود قرآن باید بحث کنیم .
دو نظریه درباره معجزه
. ١ معجزه فعل مستقیم خداست
قرآن معجزاتی را به پیغمبران نسبت داده است که این پیغمبران معجزه آوردهاند . این سؤال هست و این بحث از قدیم میان علمای اسلام بوده که آیا معجزه فعل [ مستقیم خدا ] است یا معجزه فعل خداست ولی به دست پیغمبر صورت میگیرد ؟