نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
انکار کنیم این مطلب را که " تمام جهان " واقعا به صورت یک موجود زنده است ؟ یعنی مثل یک روح و یک روان بر عالم حکومت میکند ؟ ( البته عدهای معتقدند که قطعا چنین است ) . آنگاه قوانین طبیعی همان چیزهایی است که ما برای این پیکر و بدن عالم تشخیص میدهیم . از کجا که یک حالات روحی احیانا برای مجموع عالم رخ ندهد که آن حالات روحی بر این قوانین طبیعی عالم حکومت نکند ؟ البته حکومتش هم باز نه به معنای این است که این را نقض میکند ، به معنای این است که این قانون را در اختیار خودش قرار میدهد ، از همین قانون استفاده میکند ولی اوست که از این قانون استفاده میکند . معجزه این است که آن کسی که معجزه میکند در واقع اتصالی با روح کلی عالم پیدا میکند و از راه اتصال با روح کلی عالم در قوانین این عالم تصرف میکند و تصرفش هم به معنای این نیست که قانون را نقض میکند ، به معنای این است که قانون را در اختیار میگیرد . وقتی قانون را در اختیار گرفت بر خلاف جریان عادی است اما بر خلاف خود قانون نیست . این یک بیان ، که البته قبول میکنم که خیلی مختصر و اجمالی بود و ان شاءالله در جلسه بعد توضیح بیشتری درباره اینها عرض میکنیم .