نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨
داشت همان مصلحت است ، چیزی که مفهوم نخواهد داشت همان مسأله هرج و مرج است که هرج و مرج لازم نیاید ، چرا ؟ تعجب است از کسانی که این حرف را میزنند و باز دم از مصلحت میزنند ، باز میگویند خداوند این کار را به خاطر یک مصلحت میکند . اصلا مصلحت این است که من این شیء را به وجود میآورم به خاطر اینکه میخواهم بعد فلان حالت به وجود بیاید . این از باب این است که آن از این پیدا میشود . اصلا وقتی ما میگوییم مصلحت ، برای خود ما معقول است . میگوید من این حرف را زدم ، مصلحت بود که من این حرف را بزنم . این برای آن است که اگر من این حرف را بزنم به دنبال آن اثری پیدا میشود که آن اثر با آن منظور دیگری که من دارم منطبق است . میگویم پس گفتن من این حرف را مصلحت است . من این حرف زدن را وسیله قرار میدهم برای رسیدن به فلان نتیجه . این میشود مصلحت . باید رابطهای میان این وسیله و آن نتیجه باشد تا بگوییم این کار را برای مصلحت انجام داد . اگر اساسا میان اشیاء ذاتا هیچ رابطهای نباشد اصلا حکمت در دنیا معنی ندارد ، اصلا حکمت یعنی چه ؟ خدا حکیم است یعنی چه ؟ میگوییم " خدا حکیم است " یعنی کار را بر طبق مصلحت میکند یعنی هدف و منظوری در کار است و این هدف و منظور را از راه وسیله خودش انجام میدهد . اگر در دنیا وسیله و هدفی وجود نداشته باشد یعنی هر چیزی که میگوییم " وسیله است " اسمش را گذاشتهایم [ ( وسیله " ، آن را که میگوییم " هدف است " اسمش را گذاشتهایم " هدف " ، میتواند یک جا هدف ما را به آن وسیله برساند ، میتواند وسیله به هدف برساند ، خودمان قرار داد کردهایم که این وسیله باشد آن هدف ، بعد بگوییم که خداوند به خاطر حکمت این جور قرار داده ، این که معنی ندارد . کلمه " حکمت " ، کلمه " مصلحت " ، این چیزهایی که ما درباره خودمان میگوییم و درباره خداوند میگوییم ، بعد از قبول این است که یک رابطهای میان علتها و معلولها و میان سببها و مسببها قائل هستیم . چون رابطه قائل هستیم ، وقتی کار خودمان را براساس صحیح انجام دادیم یعنی برای هدفی که منظور داریم از وسیله خودش استفاده کردیم میگوییم کار ما مقرون به حکمت است ، و الا وقتی که ما میگوییم قانون واقعا وجود ندارد ، مؤثر را خود او ایجاد کرده ، اثر را هم بدون اینکه پیوندی میان مؤثر و اثر باشد و بدون اینکه او اثر را از راه مؤثر ایجاد کرده باشد ، [ خود او ایجاد کرده ] ، اثر را مستقیما ایجاد میکند ، مؤثر را مستقیما ایجاد میکند ، در این صورت " مصلحت ایجاب میکند که این جور باشد " دیگر معنی ندارد . مصلحت فقط