نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣
یکی آیات سنن الهی ، یکی هم آیاتی که دارد که پیغمبران میگویند که ما
بشری هستیم مثل شما . اینها را ما حتما باید متعرض بشویم . اما آیاتی که
در آن آیات تقریبا اظهار عجز پیغمبران از معجزهای که مردم خواستهاند
منعکس شده ، آنها را ببینیم چیست . اولا آیا واقعا تناقضی است میان این
آیات و آن آیات ، یا نه ، تناقض نیست ؟ اگر تناقض نیست چگونه اینها
را با یکدیگر جمع کنیم .
یکی از آیات ، همین آیه معروف است ، اغلب هم همین را میبینید که به
زبان میآورند . [ میگویند ] معجزه یعنی چه ؟ ! قرآن خودش میفرماید : "
« قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی »" [١] بگو من هم بشری هستم مثل
شما ، فقط فرقش در وحی است که اینها به من وحی شده ، به شما وحی نشده ،
و الا من بشری هستم صد در صد مثل شما ، یعنی در جنبههای مثبت و جنبههای
منفی هر دو ، هرچه شما دارید من هم دارم ، هرچه شما ندارید من هم ندارم .
اگر شما غذا میخورید من هم غذا میخورم ، راه میروید من هم راه میروم ،
میخوابید من هم میخوابم ، حاجتهای طبیعی دارید من هم همه حاجتهای طبیعی
را دارم ، اگر شما نمیتوانید یک کار خارق العاده انجام بدهید من هم نمی
توانم ، من مثل شما و در حد شما هستم . " مثلکم " یعنی در حد شما هستم
از هر جهت .
آیه دیگری که مفصلتر از آن آیه و شاید مفصلترین آیاتی است که در قرآن
آمده است این آیات است در سوره بنی اسرائیل ، راجع به پیغمبر اکرم و
قریش : " « و قالوا لن نؤمن لک حتی تفجر لنا من الارض ینبوعا » "
گفتند ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا آن وقتی که از زمین چشمهای جاری
کنی . مکه بود ، سرزمین خشک بی آب و علف بیدرخت ، و تنها آب آن - که
تازه آن هم اخیرا پیدا شده بود - همان زمزم بود . البته از قدیم بوده و
بعد جرهمیها آن را بسته بودند و دو مرتبه عبدالمطلب باز کرد . خیلی
احتیاج داشتند به یک چشمه که در مکه جاری بشود . و مکه آب نداشت و
نداشت تا در زمان هارون ، زبیده همسر هارون از طائف نهری جاری کرد و
چقدر با وسائل آن زمان زحمت کشیدند و پول خرج کردند تا کوهها را شکافتند
و از طائف آب را وارد مکه کردند که الان هم همان آب زبیده به همان نام
" آب زبیده " معروف است . در منی و عرفات هم بعضی جاها که شما
میبینید شیر نصب کردهاند ، نوشتهاند " نهر زبیده " ولی
[١] کهف / . ١١٠