نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
بالاست ، اصلا فوق حد بشریت است . و همچنین سایر معجزاتی که در قرآن
آمده است .
پس در تعریف معجزه اینجور باید بگوییم که معجزه [١] آن کار و اثری
است که از پیغمبری به عنوان تحدی - یعنی برای اثبات مدعای خودش -
آورده بشود و نشانهای باشد از اینکه یک قدرت ماوراء بشری در ایجاد آن
دخالت دارد و فوق مرز قدرت بشری است به طور کلی . پس تا اینجا تعریف
معجزه .
واقعا آیا ما از آن جهت که مسلمان و معتقد به قرآن هستیم [٢] باید
قبول داشته باشیم که پیغمبران معجزه داشتهاند یا نه ؟ یعنی معجزه داشتند
پیغمبران جزء ضروریات دین اسلام است یا نه ؟ به نظر میرسد در این مطلب
نمیشود شک و تردید کرد ، برای اینکه آیاتی که در قرآن ذکر شده است در
موضوع معجزات انبیاء ، به هیچ وجه قابل تأویل نیست که انسان بخواهد
بگوید که اینها مثلا کنایه است از یک امر عادی و یک جریان عادی . این
چیزها نیست . در قرآن مسأله طوفان ، آن هم طوفانی که متعاقب با دعا و
در اثر دعا باشد آمده است ، هلاکتهای عجیبی که باز در اثر دعا باشد آمده
است ، مسأله ناقه صالح خیلی عجیب است ( البته من قبلا غفلت کردم که با
دقت زیاد روی آن مطالعه کنم ولی امروز آن مقداری که فرصت داشتم به
آیات قرآن مراجعه کردم ) . آیا از آیات قرآن این مطلب استنباط نمیشود
که این ناقه را صالح از کوه بیرون آورد یا اینکه از آیه قرآن این مطلب
استنباط نمیشود ؟ حالا گیرم این مطلب استنباط نشود ، یعنی یک چیزهای
دیگری استنباط میشود ، آنچه که معجزات و آیت صالح بوده این نبوده است
بلکه قضیه این بود که بعد به او گفت : " « هذه ناقة الله لکم ایة
فذروها »" این را بگذارید ، این آیت خداست که در میان شما باشد "
« و لا تمسوها بسوء »" [٣] به این بدی نرسانید و آن آب هم قسمتی از آن
چنین و چنان باشد و اگر به آن ضرر بزنید آنوقت عذاب الهی نازل میشود و
اینها هم او را عقر کردند - یعنی پی کردند - بعد هم عذاب نازل شد .
غرضم این جهت قضیه است . نمیدانم شما یادتان هست آیهای که از خود
قرآن
[١] یعنی معجزه اصطلاحی ، چون این لفظ را متکلمین گفتهاند ما مجبوریم با همین لفظ تلفظ بکنیم ولی بدانید ما به مفهوم مصطلحش میگوییم ، آیه است به اصطلاح قرآن . [٢] چون ما بعد از نبوت داریم بحث میکنیم یعنی بعد از اینکه توحید و نبوت را قبول کردیم بحث میکنیم . [٣] اعراف / . ٧٣