پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧ - اين مرد دروغگو را بشناسيد!
مىورزد، و اگر خودش از ديگرى تقاضايى داشته باشد، اصرار مىكند. در پيمانش خيانت مىنمايد. (حتّى) پيوند خويشاوندى را قطع مىكند.» (إنّه ليقول فيكذب، و يعد فيخلف، و يسأل فيبخل، و يسأل فيلحف [١]، و يخون العهد، و يقطع الإلّ [٢].
هر كس حالات «عمرو بن عاص» و تاريخچه سياه زندگى او را مطالعه كند، وجود اين رذايل اخلاقى شش گانه را به خوبى در آن مىبيند. در يك كلام، او مردى دنياپرست بود و براى رسيدن به زندگى پست دنيايىاش، از هيچ دروغ و تهمتى ابا نداشت. در آنجا كه به نفعش بود، وعده مىداد و در آنجا كه به زيانش بود، تخلّف مىكرد. كسى از مال و ثروت بىحساب او بهره نبرد و براى رسيدن به خواستههايش- مخصوصا در برابر معاويه- تا آنجا كه مىتوانست، اصرار مىورزيد و «معاويه» را در فشار قرار مىداد و او چون نياز به «عمرو» داشت، در برابر خواستههاى نامشروعش تسليم مىشد. خيانت او در عهد و پيمان، در امر «حكمين» بر همه آشكار شد و حتّى به خويشاوندان خود نيز رحم نمىكرد.
به گفته بعضى از مورّخان، وى حدود ٩٠ سال در دنيا زندگى كرد و به گفته «يعقوبى» هنگامى كه مرگ او فرا رسيد، به فرزندش گفت: «اى كاش پدرت در غزوه «ذات السّلاسل» (در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله) مرده بود! من كارهايى انجام دادم، كه نمىدانم در نزد خداوند چه پاسخى براى آنها دارم. نگاهى به اموال سرشار خود كرد و گفت:
اى كاش به جاى اينها، مدفوع شترى بود. اى كاش سى سال قبل مرده بودم!! دنياى معاويه را اصلاح كردم و دين خودم را بر باد دادم! دنيا را مقدّم داشتم و آخرت را رها نمودن. از ديدن راه راست و سعادت نابينا شدم، تا مرگم فرا رسيد. گويا مىبينم كه معاويه اموال مرا مىبرد و با شما بدرفتارى خواهد كرد.» [٣]
[١] «يلحف» از مادّه «الحاف» به معناى اصرار و پافشارى كردن است و اصل آن از «لحاف» است كه به معناى همان پوشش مخصوص و معروف مىباشد و از آنجا كه اصرار كننده، سخت به كسى مىپيچد، اين واژه در مورد او به كار رفته است.
[٢] «ال» به معناى عهد و پيمان است و به معناى خويشاوندى نيز آمده است.
[٣] تاريخ يعقوبى (مطابق نقل الغدير، جلد ٢، صفحه ١٧٥).