پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧ - محبوبترين بندگان خدا
اوست) و اين زهد و اخلاص، او را از نابينايىها رهايى بخشيده و از زمره هواپرستان خارج ساخته است، (بدين سبب) كليد درهاى هدايت و قفل درهاى ضلالت گرديده.» (قد خلع سرابيل الشّهوات، و تخلّى من الهموم إلّا همّا واحدا انفرد به، فخرج من صفة العمى، و مشاركة أهل الهوى، و صار من مفاتيح أبواب الهدى، و مغاليق أبواب الرّدى).
آرى، رها كردن شهوات و دل مشغولىها و چشم دوختن به آن نقطه واحدى كه مبدأ عالم هستى است، سبب بينايى چشم جان انسان مىگردد و نه تنها رهرو راه حقّ مىشود، كه رهبر ديگران مىگردد، لطف الهى، كليد درهاى هدايت را در دست او مىنهد و قفل درهاى جهنّم را به او مىسپارد، كه نخستين را باز كند و ديگرى را ببندد.
در ادامه اين سخن، باز به شش وصف ديگر، كه اوصاف پيشين را تكميل مىكند اشاره مىفرمايد و مىگويد: « (اين بنده خالص) راه هدايت را با بصيرت دريافته، و در آن گام نهاده و نشانههاى اين راه را به خوبى شناخته، و از امواج متلاطم شهوات گذشته است و از ميان دستگيرههاى هدايت، به مطمئنترين آنها چنگ زده و از رشتهها (ى نجات) به محكمترين آنها متمسّك شده است، به همين دليل، در مقام يقين به آنجا رسيده كه (حقايق را) همانند نور آفتاب مىبيند.» (قد أبصر طريقه، و سلك سبيله، و عرف مناره، و قطع غماره، [١] و استمسك من العرى [٢] بأوثقها، و من الحبال بأمتنها، فهو من اليقين على مثل ضوء الشّمس).
در واقع در صفات پيشين بيشتر روى جنبههاى عملى تكيه شده بود و در اينجا روى جنبههاى علمى و عقيدتى تكيه شده، خارج شدن از صفت نابينايى و كنار زدن
[١] «غمار» از مادّه «غمر» (بر وزن امر) به معناى پوشاندن است و از آنجايى كه آب فراوان، زمينهاى زيادى را مىپوشاند به آن «غمر» مىگويند كه جمع آن «غمار» است.
[٢] «عرى» جمع «عروه» به معناى دستگيره است.