پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - ٢- چه كسانى مستحقّ نفرينند؟
٢- چه كسانى مستحقّ نفرينند؟
همانگونه كه در شرح خطبه، اشاره شد، پيامبران و اولياء اللّه همواره با روح اميد، به دعوت اقوام منحرف مىپرداختند و با پشتكار و حوصله عجيب، تمام ناراحتى را در اين طريق تحمّل مىكردند، امّا گاه كه تمام درها به روى آنها بسته مىشد و به طور كامل از هدايت قوم يا گروهى مأيوس مىشدند، به آنها نفرين مىكردند، نفرينى كه گاه سبب مىشد آن گروه فاسد و مفسد، ريشهكن گردند و نسل ديگرى جايگزين آنها شود.
در زندگى «پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله» كه كانون رحمت براى همه جهانيان بود نيز نمونههايى از اين نفرينها ديده مىشود، از جمله:
١- در حديثى مىخوانيم كه: «حكم بن عاص» عموى «عثمان» كه از مخالفان سرسخت «پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله» بود پيوسته آن حضرت را استهزاء مىكرد و به اصطلاح با حركاتش، راه رفتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به باد تمسخر مىگرفت، شانههايش را تكان مىداد و دستهايش را خم مىكرد و پشت سر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله راه مىرفت، روزى پيامبر به او نفرين كرد و فرمود: «همين گونه باش!» و او بعد از آن به هنگام راه رفتن، دائما شانههايش مىلرزيد و دستهايش جمع مىشد، سپس پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله او را از مدينه تبعيد كرد، و وى را مورد لعن قرار داد. [١] ٢- «ابن مسعود» مىگويد: «ما با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوديم و در سايه كعبه نماز مىخوانديم، گروهى از «قريش» و «ابوجهل» شترى را در گوشهاى از مكّه نحر كردند.
و بچّهدان آلوده آن را آوردند و بر پشت پيامبر در حال سجده گذاشتند. فاطمه عليها السّلام آمد و آن را به كنار زد، هنگامى كه نماز تمام شد، پيامبر درباره قريش و مخصوصا
[١] بحار الانوار، جلد ١٨، صفحه ٥٩.