پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥ - ١- ياران على عليه السّلام
٦- در خطبه يكصد و نوزدهم آمده است: «ما بالكم أمخرسون أنتم؟! ... ما بالكم لا سدّدتم لرشد و لا هديتم لقصد، شما را چه مىشود؟ مگر لاليد (چرا سخن نمىگوييد؟) ... چرا چنين هستيد؟ هرگز به راه راست موفّق نشويد! و هيچ گاه در راه حق قدم مگذاريد!» ٧- در خطبه يكصد و بيست و يكم مىخوانيم: «أريد أن أداري بكم و أنتم دائي كناقش الشّوكة بالشّوكة و هو يعلم أنّ ضلعها معها! الّلهمّ قد ملّت أطبّاء هذا الدّاء الدّويّ، من مىخواهم به وسيله شما بيمارىها را مداوا كنم، امّا شما خود درد منيد! من به كسى مىمانم كه بخواهد خار را به وسيله خار بيرون آورد، با اينكه مىداند خار همانند خار است. بار خداوندا! طبيبان اين درد جانگداز خسته شدهاند!» ٨- در خطبه يكصد و بيست و سه مىفرمايد: «و كأنّي أنظر إليكم تكشّون كشيش الضّباب لا تأخذون حقّا و لا تمنعون ضيما، گويا مىبينم كه به هنگام (فرار) همهمه مىكنيد، همچون صدايى كه از سوسماران به هنگام ازدحامشان به وجود مىآيد، نه قادر به گرفتن حقّى هستيد و نه به جلوگيرى از ظلم و ستمى».
٩- در خطبه يكصد و بيست و پنج آمده: «أفّ لكم! لقد لقيت منكم برحا، يوما أناديكم و يوما أناجيكم، فلا أحرار صدق عند النّذاء و لا إخوان ثقة عند النّجاء، اف بر شما باد! چه قدر ناراحتى از شما ديدم، يك روز با صداى رسا و آشكارا با شما سخن مىگويم و روز ديگر مخفيانه و به گونه آهسته و نجوا، ولى نه آزادمردان راستگويى به هنگام فرياديد، و نه برادران مطمئن و رازدارى به هنگام نجوا!».
١٠- و در خطبه يكصد و سى و يك آمده: «أيّتها النّفوس المختلفة و القلوب المتشتّتة، الشّاهدة أبدانهم، و الغائبة عنهم عقولهم، أظأركم على الحقّ و أنتم تنفرون عنه نفور المعزى من وعوعة الأسد، اى روحهاى پراختلاف! و اى قلبهاى پراكنده! شما كه بدنهايتان حاضر و قلبهايتان پنهان است، من شما را به سوى حق مىكشانم ولى همچون گوسفندانى كه از غرّش شير فرار كنند، مىگريزيد.»