استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٧ - لوث و قسامه
متّهم صورت گرفته (خواه به صورت عمد باشد، يا به صورت خطا) مىتواند مطابق آن حكم كند؛ زيرا علم قاضى در اين مورد مستند به مبادى قريب به حسّ است و حجّت مىباشد. و اگر علم حاصل نشود، بايد از لوث استفاده كرد؛ مشروط بر اين كه قسامه واقعاً علم به وقوع قتل عمد يا خطا داشته باشند. و اگر قسامه حاضر به قسم نشد، و يا علم نداشت، ديه بر بيت المال است.
سؤال ١٠٥٤- آيا همان گونه كه قسامه در جرائم بالمباشره (چنانچه از موارد لوث باشد) جارى است، در جرائم بالتسبيب نيز جارى و سارى است؟
جواب: فرقى بين سبب و مباشر در اينجا نيست؛ مشروط بر اين كه قتل به سبب نسبت داده شود، نه به مباشر.
سؤال ١٠٥٥- آيا احراز عدالت در قسامه، همانند عدالت شهود، شرط است؟
جواب: احراز عدالت شرط نيست.
سؤال ١٠٥٦- بدن نيمه جان انسانى در كنار جادّه منتهى به روستا، در فاصله حدود ٣٠٠ متر مانده به روستا يافت شده، و در حال اعزام به بيمارستان فوت كرده است.
پزشكى قانونى آثارى از برخورد و تصادم اتومبيل، يا وسيله نقليّهاى در بدنش نيافته، و علّت مرگ را ناشى از «يك ضربه به سر» اعلام مىكند. اولياى دم، كه فقط يك پسر و يك دختر بالغ مىباشند، فقط عليه سه نفر از اهالى محلّ (كه در روستا حضور داشته، و اتّفاقاً يكى از آن سه اذعان مىدارد كه چند دقيقه قبل متوفّى را ديده، كه به همراه شخص ناشناس ديگرى در مسير جادّه پياده حركت مىكردند، و او كه با موتورسيكلت در جهت مخالف حركت مىكرده، فقط متوفّى را بر اثر تكان دادن دست شناخته، و چند دقيقه بعد كه بازگشته بدن خونآلودش را تنها ديده است) ادّعاى قتل عمد نموده، و مشخّصاً يكى از آن سه را مباشر و دو تن ديگر را معاون در قتل پدرشان مىدانند، لكن بيّنهاى ندارند، و با انكار متّهمين نيز مواجهاند، و براى اثبات ادّعاى خود هر يك با قاطعيّت و اصرار تمام، پنجاه سوگند مىخورد. ساير بستگان نسبى ذكور متوفّى، به لحاظ سكونت در شهرهاى مختلف در مراسم قسامه شركت مستقيم ندارند، امّا به صدق گفتار و وثوق مدّعيان قسم