استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - ٣- تدليس
جواب: شوهر حقّ فسخ دارد؛ ولى اگر دخول واقع شده بايد مهر المسمّى را بپردازد.
سؤال ٦٢٤- زنى به صورت مزمن مبتلا به جنون دائم يا ادوارى بوده، و سوابق جنون و بسترى شدن در بيمارستان روانى را از شوهر مخفى نگاه داشته، و حتّى پس از طرح دعوا از طرف مرد، نيز موضوع را انكار نموده است. مرد پس از ازدواج و دخول و گذشت چند سال، از نوع بيمارى و سوابق بسترى شدن قبلى زوجه در بيمارستان آگاهى نسبى يافته، و بلافاصله پس از اطّلاع، ضمن مشورت با حقوقدانها، اقدام به فسخ نكاح مىنمايد. حال اگر بيمارى فوق توسّط كميسيون پزشكى قانونى به صورت زير تأييد گردد: «زوجه داراى سابقه اختلال روانى و واجد علائم جنون حدّ اقلّ از سال ١٣٦٧ (شش سال قبل از ازدواج) بوده، و در حال حاضر نيز دچار عوارض مزمن بيمارى است.» در فرض مسأله آيا مرد حقّ فسخ دارد، و به زن مهريّهاى تعلّق مىگيرد؟
جواب: سابقه بيمارى روانى به تنهايى براى فسخ كافى نيست. و با توجّه به اين كه چند سال با او زندگى كرده، و آثار محسوسى در اين مدّت نبوده، نشان مىدهد كه بهبودى نسبى يافته است. و وجود عوارض غير محسوس، يا ضعيف گذشته، به تنهايى براى فسخ نكاح كافى نيست.
سؤال ٦٢٥- اگر در ضمن عقد لازمى (همچون نكاح) به زوجه وكالت دهيم كه هرگاه عارضهاى پيش آمد، خود را مطلّقه سازد. سپس زوج مجنون شود، آيا زن مىتواند با استفاده از اين وكالت، خود را مطلّقه سازد، در حالى كه علما مىفرمايند:
«وكالت، عقدى جايز است، و با جنون باطل مىشود.»؟
جواب: درست است كه وكالت با جنون باطل مىشود؛ ولى يكى از مجوّزات فسخ نكاح جنون است، هر چند بعد از ازدواج عارض شده باشد.
٣- تدليس
سؤال ٦٢٦- پسرم از دخترى با تأكيد بر باكره بودن وى خواستگارى كرده، و صيغه