استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦ - راههاى شناخت مرجع اعلم
شهرهاست، كه با مبانى فقهى آشنايى دارند.
ب) آيا ممكن است غير روحانى، توانايى شناخت مجتهد و مرجع اعلم را داشته باشد؟ در اين صورت، آيا قول چنين شخصى در اثبات اجتهاد يا اعلميّت حجّت است؟
جواب: در صورتى كه آن فرد ثقه و مورد اعتماد باشد، و از اهل خبره پرسش كند، مىتوان به حرف او اعتماد كرد.
ج) نسبت به شخصى كه از حوزههاى علميّه دور است، چگونه امكان دارد كه بفهمد فلان آقاى اهل علم از اهل خبره است يا نه، تا در مورد شناخت مرجع اعلم به قول او اعتماد كند؟
جواب: علماى معروف هر محل معمولًا اهل خبره هستند.
د) براى تشخيص اعلم، آيا اهل فن بايد مجتهد باشند؟
جواب: اجتهاد در اهل خبره شرط نيست.
ه) در صورت تعارض شهادت اهل خبره نسبت به اعلم، آيا بهتر نيست ببينيم خُبرويّت كدام خُبره بيشتر و كاملتر است، و به قول او اعتماد كنيم؟
جواب: از هر طريقى علم يا اطمينان حاصل شود كافى است.
و) در صورت تعارض شهادت اهل خبره نسبت به اعلميّت مجتهدين، وظيفه چيست؟
جواب: در صورت تعارض مخيّر هستيد.
سؤال ٩- برخى از مردم روشهاى ديگرى، غير از آنچه در توضيح المسائل آمده، براى انتخاب مرجع تقليد در نظر مىگيرند. نظير:
الف) از مرجعى تقليد مىكنيم كه شاگرد مرجع قبلى ما باشد.
ب) مرجعى را انتخاب مىنماييم كه فتاواى آسانترى داشته باشد.
ج) مرجعى كه بيشتر اقوام و آشنايان از او تقليد مىكنند را بر مىگزينيم.
د) مقلّد مرجعى مىشويم كه پدر و مادر، يا معلّم ما معرّفى نمايد.
آيا انتخاب مرجع تقليد با روشهاى فوق صحيح است؟