استفتاءات جديد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦ - ديگر احكام مسجد
توسعه خيابان و احداث ميدان، حمّام جزء خيابان شده و كوچه، جلوى مسجد و كنار ميدان قرار گرفته است. از آنجا كه اين كوچه فعلًا هيچ استفادهاى جز براى مسجد ندارد، قرار شد در صورت مجاز بودن، جهت نما و كفشدارى مسجد از آن استفاده شود. زمين مذكور متعلّق به افرادى است كه به جهت خروج از كشور، يا عدم حيات مالكين اصلى و تعدّد ورثه تحصيل رضايت همگى آنها ميسّر نيست. از طرفى زمين مسجد و حمّام سابق و كوچه، با رضايت خودشان و براى استفاده عموم ساخته شده بود. با توجّه به شرح بالا، الحاق كوچه به مسجد چه حكمى دارد؟
جواب: در صورتى كه كوچه مزبور در حال حاضر هيچ استفادهاى براى عبور و مرور ندارد و ميدان و خيابان، مشكل عبور و مرور را كاملًا حلّ مىكند، و همانطور كه نوشتهايد، تنها فايده كوچه سابق اين است كه براى مسجد مورد استفاده قرار گيرد، در چنين شرايطى مانعى ندارد كه از آن به نفع مسجد استفاده كنند.
سؤال ٢١٤- شخصى گوشهاى از ملك خود را براى عبادت برگزيده، و حجرهاى در آن ساخته، و در آنجا به عبادت مىپردازد. به تدريج همسايگان او نيز در حال حياتش در آن محل نماز مىخوانند. مردم بعد از وفات شخص مذكور، حجرهاش را خراب كرده، و آن را به صورت مسجد در مىآورند. ولى ورثه نه قبلًا راضى به اين كار بوده، و نه اكنون راضى هستند، بلكه آن زمين را غصبى اعلان كردهاند، امّا مردم به حرف آنها اعتنايى ننموده، و نمازشان را در آنجا به جا مىآورند. حكم چنين مسجدى، و نمازهايى كه در ظرف بيست سال در آن خوانده شده چيست؟
جواب: هرگاه وقف آن محل براى مسجد ثابت نشود، و مالك وصيّتى هم نكرده باشد، اقامه نماز در آنجا بدون رضايت ورثه جايز نيست.
سؤال ٢١٥- اگر زمينى غصبى به مرور ايّام به صورت مسجد درآمده باشد، آيا مىتوان بالاى آن، طبقات ديگرى ساخت؟ مثلًا در طبقه اوّل ساختمان مسكونى، و در دوّم كتابخانه عمومى، و در طبقه سوّم درمانگاه ساخت؟
جواب: هرگاه زمين به طور يقين غصبى باشد، هيچ يك از اين تصرّفات درست نيست.