دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٣
٣٢٤٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به سعد ، هنگامى كه گفت : اى پيامبر خدا!: اى سعد! آيا تو را به شگفت تر از اين آگاه نكنم؟ قومى كه آنچه اينان نمى دانند ، مى دانند و سپس مانند ايشان ، نادانى مى كنند .
٣٢٤١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بسى حامل فقه كه فقيه نيست و آن كه را دانشش سود نبخشد ، نادانى اش به وى زيان مى رسانَد .
٣٢٤٢.امام على عليه السلام : دانش خود را چون نادانى و يقينتان را چون شك قرار مدهيد . چون دانستيد ، عمل كنيد و چون يقين كرديد ، اقدام كنيد .
٣٢٤٣.امام على عليه السلام : يقينت را چون شك ، و دانشت را چون نادانى ، و گمانت را چون حقيقت قرار مده و بدان كه بهره تو از دنيا ، همان است كه بخشيده و گذشته اى و قسمت كرده و برابر داده اى و پوشيده و كهنه كرده اى .
٣٢٤٤.امام على عليه السلام : بسى دانشمند كه نادانى اش او را كشته و دانش همراهش وى را سودى نبخشيده است .
٣٢٤٥.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ زنديقى كه از وى پرسيد: آيا مى شود دانا: [آرى!] داناست به سبب آنچه مى داند و نادان است به سبب آنچه نمى داند . [ كسى كه مى داند ، ولى جاهلانه عمل مى كند ، داناى نادان است] .
٣٢٤٦.امام صادق عليه السلام : خدايا! ... و به تو پناه مى برم از اين كه دانش را با نادانى و بردبارى را با درشتى معاوضه كنم .