دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٩
٢٤٥٧.ينابيع المودّة ـ به نقل از عيسى بن سرى ـ: به امام جعفر صادق عليه السلام گفتم : برايم از آنچه پايه هاى اسلام بر آن استوار است ، سخن بگو ، تا چون آنها را فرا گرفتم ، عملم پاكيزه (/بالنده) شود و نادانى به هر مجهول ديگر ، زيانى به من نرساند . فرمود : «گواهى به اين كه خدايى جز خداوند يگانه نيست و محمّد صلى الله عليه و آله پيامبر خداست و اقرار به هر چه از نزد خدا آورده است و حقّى كه در اموال به نام زكات قرار داده شده و اقرار به ولايتى كه خداوند ، بدان فرمان داده است؛ يعنى ولايت خاندان محمّد صلى الله عليه و آله . پيامبر خدا فرمود : هركس بميرد و امامش را نشناسد ، به مرگ جاهلى مرده است . خداوند عز و جل مى فرمايد : «از خداوند اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد و از اولياى امورتان اطاعت كنيد» . پس على ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ [ولىّ امر] بود و پس از او حسن و سپس حسين و على بن حسين و محمّد بن على و كار ، اين گونه خواهد بود . زمين ، بى امام سامان نمى گيرد و هركس بميرد و امامش را نشناسد ، به مرگ جاهلى مرده است» .
٢٤٥٨.رجال الكشّى ـ به نقل از عيسى بن سرى ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم : از پايه هايى كه اسلام بر آنها بنا شده و كوتاهى هيچ يك از مردم در آن پذيرفته نيست ، برايم سخن بگو؛ پايه هايى كه هركس در شناخت آنها كوتاهى ورزد ، دينش وارونه مى گردد و عملش پذيرفته نمى شود و هركس آنها را بشناسد و به آنها عمل كند ، دينش به صلاح مى آيد و عملش پذيرفته مى گردد و ندانستن ديگر امورى كه برايش مجهول مانده ، بر او سخت نمى آيد . فرمود : «گواهى به اين كه خدايى جز خداوند يگانه نيست و ايمان به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و اقرار به هرچه از نزد خداوند آورده است» . سپس فرمود : «زكات و ولايت ، به ترتيب ، فضيلتى هستند براى هر كس كه اينها را اخذ كند . [١] پيامبر خدا فرمود : هركس بميرد و امامش را نشناسد ، به مرگ جاهلى مرده است و خداوند عز و جلمى فرمايد : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خداوند اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد و نيز از اولياى امورتان» و على عليه السلام [ولىّ امر ]بود و ديگران گفتند : نه ، بلكه معاويه است و حسن عليه السلام و سپس حسين عليه السلام بود و ديگران گفتند : ولىّ امر ، يزيد بن معاويه است ، نه ديگرى» . [٢] سپس فرمود : «آيا برايت بيفزايم؟». كسى گفت : بيفزاى ، فدايت شوم ! فرمود : «سپس على بن حسين عليه السلام بود و پس از او ابوجعفر (امام باقر) عليه السلام ، و شيعه پيش از وى ، آنچه را از حلال و حرام كه بدان نياز داشتند ، نمى شناختند؛ جز آنچه از مردم فرا گرفته بودند، تا آن كه امام باقر عليه السلام ولىّ امر شد و برايشان گشود و روشن كرد و يادشان داد تا آن جا كه پس از يادگرفتنشان از او ، به مردم ياد مى دادند . و امر همين گونه است و زمين ، جز به امام سامان نمى پذيرد و هركس بميرد و امام خويش را نشناسد ، به مرگ جاهلى مرده است و بيشترين نيازت به اين معنا ، هنگامى است كه جانت به اين جا (با دستش به گلويش اشاره كرد) برسد و از دنيا بروى و بگويى : من بر عقيده اى نيكو بودم» .
[١] نسخه الكافى نيز در اين جا ابهام دارد و محتمل است معنايش اين باشد كه همه اين امور در يك درجه نيستند و همان گونه كه از ساير روايات بر مى آيد ، ولايت از بقيه امور مهم تر و نگاه دارنده آنهاست و شناخت مصداق آن ، مشكل .(م)[٢] در متن رجال الكشّى «سواء» آمده است كه به احتمال فراوان ، تصحيف «سواه» باشد كه بر طبق همان ، ترجمه شد . (م)