دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٩
٢٦٢٣.صحيح مسلم ـ به نقل از معاوية بن حكم سلمى ـ: هنگامى كه با پيامبر خدا نماز مى خواندم ، ناگهان ، مردى از ميان نمازگزاران عطسه كرد . گفتم : خداوند ، تو را رحمت كند ! همه آنان با نگاهشان مرا نشانه گرفتند و من گفتم: مادرم به عزايم بنشيند. شما را چه شده است كه به من چشم دوخته ايد ؟ پس شروع به زدن دست هايشان بر روى ران هايشان كردند و چون ديدم كه مرا به خاموشى مى خوانند ، ساكت شدم . هنگامى كه پيامبر خدا ـ پدر و مادرم فدايش باد كه نه پيش از او و نه پس از او آموزگارى را نيكوتر از وى در ياد دادن نديدم ـ نمازش را به پايان برد ، به خدا سوگند ، نه به من چشمْ غرّه رفت و نه مرا كتك زد و نه به من دشنام داد و [فقط ]فرمود : «در اين نماز هيچ سخنى از سخنان آدميان سزاوار نيست . آن ، تنها تسبيح و تكبير و قرآن خواندن است» .
٢٦٢٤.امام على عليه السلام : سرزنش بسيار مكن كه كينه مى آورد و به دشمنى مى كشد و از آن كسى پوزش بخواه كه اميد بخشش از او دارى .
٢٦٢٥.امام على عليه السلام : بر دانشمند است كه چون مى آموزد ، سرزنش مكند و چون به وى آموخته مى شود ، سرمپيچد .
٣ / ٦بذل دانش به شايستگان و دورداشتن آن از نااهلان
٢٦٢٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آفت دانش ، فراموشى و تباهى آن ، سپردن آن به نااهلش است .