دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٤
گوينده اش و تقوا و كمال شناخت اوست . و بى اطّلاعى وى نسبت به برخى مسائل نيز ، ضررى به اين شناخت نمى زند . «نمى دانم» گفتن وى نيز حاكى از تقوا و اجتناب از گزافه گويى در فتوا و نشان از اين است كه آنچه پرسش شده ، از مسائل مشكل است . تنها آن كس كه كم دانش و در دين بى تقواست ، «نمى دانم» را نمى گويد؛ زيرا مى ترسد كه [با گفتنِ آن ]از ديده مردم بيفتد و اين خود ، نادانىِ ديگرى است . مبادرت به پاسخ دادن در آنچه نمى داند ، او را دچار گناهى بزرگ مى سازد و نه تنها مانع پى بردن مردم به جهلش نمى شود ، بلكه نقطه ضعف وى را آشكار مى سازد و به موجب حديث قدسى «مَن أفسَد جوّانيّه أفسد اللّه عليه برّانيّه؛ [١] هركس درونش فاسد و تباه شود ، خداوند برونش را فاسد و تباه مى گردانَد» ، خداوند متعال ، گستاخى وى را در سخن گفتن [ نابه جا] در امر دين ، بر ملا خواهد ساخت . پر واضح است كه چون ديده شود پژوهشگران ، در مواقع فراوانى مى گويند : «نمى دانم» و اين نگون بخت ، هرگز اين كلمه را بر زبان جارى نمى كند ، دانسته مى شود آنان بر دين و تقواى خود ، انديشناك اند ؛ امّا وى به جهت جهل و كمى بضاعت دينى خود ، گزافه مى بافد و سرانجام ، در همان جا فرو مى افتد كه از آن مى هراسد و سرانجام نيز متّصف به فساد نيّت و كج روشى مى شود . پيامبر ٩ مى فرمايد : «گرسنه سير نما ، مانند كسى است كه جامه باطل بر خود پوشيده است» . [٢]
[١] مشكاة الأنوار : ص ٣٢١ .[٢] سنن أبى داوود : ج ٤ ص ٣٠٠ ح ٤٩٩٧ .