دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
٢٦٣٣.امام على عليه السلام : سپارنده دانش نزد غير اهلش ، ستمكار به آن است .
٢٦٣٤.امام على عليه السلام : حكيمان ، چون حكمت را نزد غير اهلش نهادند ، آن را تباه كردند .
٢٦٣٥.امام على عليه السلام : با نادانان از آنچه نمى دانند ، سخن مگوى كه تو را تكذيب كنند؛ چرا كه دانشت بر تو حقّى دارد و آن اين است كه آن را به مستحقّش بدهى و از غير مستحقّش باز دارى .
٢٦٣٦.امام على عليه السلام : دارنده دانش ، نمى تواند همه آن را براى همه مردم تفسير كند؛ زيرا در ميان آنان ، نيرومند و ناتوان هست و بخشى از دانش تحمّل كردنى است و بخشى نيست ، مگر آن كه خداوند بر دوستان ويژه اش تحمّل آن را آسان كند و به ايشان يارى دهد .
٢٦٣٧.امام على عليه السلام ـ در حالى كه با دستش به سينه اش اشاره مى كرد ـ: در اين جا دانشى انبوه است . كاش فراگيرانى برايش مى يافتم . آرى ! كسى را يافتم كه تيزهوش بود؛ ولى درخور اعتماد نبود . دين را ابزار دنيا كرده بود و با نعمت هاى خداوند بر بندگانش و به حجّت هاى او بر اوليايش برترى مى جست و يا آن كه پيرو حاملان (اهل) حق بود ؛ ولى از باريك بينى در نكته هاى آن بى بهره و با نخستين شبهه ، شك در دلش مى افتاد. بدان كه نه اين [مناسب است] و نه آن يا آن كه شيفته لذّت و رام شهوت و هميشه در پى گرد آوردن و اندوختن بود . اينان ، نمى توانند كوچك ترين پاسدار دين باشند و بيشتر به چارپايان چرنده شبيه اند . اين گونه ، دانش با مرگ حاملانش مى ميرد .