دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٥
خداوند متعال ، در داستان موسى و خضر عليهماالسلام دانشمندان را ادب آموخته است ، بويژه آن جا كه موسى عليه السلام دانش را به خداى متعال احاله نداد ، آن جا كه از وى پرسيده شده : آيا كسى از تو داناتر پيدا مى شود؟ [١] و آنچه از آيات اشاره كننده به تواضع موسى عليه السلام [٢] و عظمت خضر عليه السلام فهميده مى شود . [٣] شهيد ثانى ، در جايى ديگر مى گويد : چهل و هشت مسئله از مالك بن انس سؤال شد . وى در ٣٢ مورد گفت «نمى دانم» . [٤] در روايت ديگرى آمده كه وى در پنجاه مسئله ، مورد پرسش قرار گرفت و حتّى به يكى از آنها پاسخ نداد [٥] و همواره مى گفت : هر كس از مسئله اى پرسيده مى شود ، شايسته است كه پيش از پاسخ دادن ، خود را به بهشت و جهنّم عرضه كند و ببيند كه آيا راه رهايى دارد و آن گاه به پاسخ گفتن بپردازد . [٦] روزى وى از مسئله اى مورد سؤال قرار گرفت و گفت : «نمى دانم» . به او گفتند : اين مسئله آسانى است . وى به خشم درآمد و گفت : هيچ چيز در دانش ، آسان نيست . آيا سخن خداى متعال
[١] صحيح البخارى : ج ١ ص ٤٠ ح ٧٤ ، مسند ابن حنبل : ج ٨ ص ١٢ ح ٢١١٦٧ ، صحيح مسلم : ج ٤ ص ١٨٤٧ ـ ١٨٥٣ ؛ تفسير العيّاشى: ج ٢ ص ٣٣٤، خلاصه داستان اين است كه مردى نزد موسى عليه السلام آمد و پرسيد: آيا كسى داناتر از خود مى شناسى ؟ موسى عليه السلام گفت: «نه». پس خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد: «بنده ما خضر از تو داناتر است». از اين رو ، موسى عليه السلام در طلب او روانه شد.[٢] كهف : آيه ٦٥ ـ ٨٢ .[٣] منية المريد : ٢١٥ ـ ٢١٨ .[٤] همچنين ، ر . ك : أدب المفتى والمستفتى : ج ١ ص ١٣ ، صفة الفتوى : ص ٨ ، إحياء علوم الدين : ج ١ ص ٢٤ .[٥] صفة الفتوى : ص ٨ ، أدب المفتى والمستفتى : ج ١ ص ١٣ .[٦] أعلام الموقّعين : ج ٤ ص ٢٧٧ ، صفة الفتوى : ص ٨ ، أدب المفتى والمستفتى : ج ١ ص ١٣ .