دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٩
٢٤٨٠.امام على عليه السلام : هركس خود را نشناسد ، به غير خود نادان تر باشد .
٢٤٨١.امام على عليه السلام : آن كه خود را بشناسد ، به غير خود ، آگاه تر است .
٢٤٨٢.امام على عليه السلام : چگونه كسى كه خود را نمى شناسد ، غير خود را بشناسد ؟
٢٤٨٣.امام على عليه السلام : از شناخت خـود ، غافـل مباش كـه نادان بـه خويـش ، بـه هر چيزى نادان است .
٢٤٨٤.امام على عليه السلام : در شگفتم از كسى كه در پى گم شده اش مى گردد ، ولى خود را گم كرده و آن را نمى جويد!
٢٤٨٥.امام على عليه السلام : در نادانى آدمى همين بس كه خود را نشناسد .
٢٤٨٦.امام على عليه السلام : كسى كـه خويشتن را نشناسـد ، از راه نجـات ، دور افتـد و در گم راهى و نادانى ها درافتد .
٢٤٨٧.امام على عليه السلام : بزرگ ترين نادانى ، نادانىِ انسان به كار خويشتن است .
٢٤٨٨.امام على عليه السلام : آن كه خود را بشناسد ، به غايت هر شناخت و دانشى رسيده است .
٢٤٨٩.امام على عليه السلام : آگاه ترينِ مردم به خود ، بيمناك ترينِ آنها از پروردگارش است .
٢٤٩٠.امام على عليه السلام : در شگفتم از كسى كه خود را نمى شناسد، چگونه پروردگارش را مى شناسد؟
٢٤٩١.بحار الأنوار : در صُحف ادريس است : «هركس آفريده را شناخت ، آفريدگار را شناخت و هركس روزى را شناخت ، روزى رسان را شناخت و هركس خويشتن را شناخت ، پروردگارش را شناخت» .