دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٧
٣١٦٩.الكافى ـ به نقل از على بن اَسباط ـ: امام جواد عليه السلام را در حالى كه به طرف من بيرون مى آمد ، ديدم و من به سر و پاهايش مى نگريستم ، تا قامت وى را براى همراهانم در مصر ، توصيف كنم . همين گونه بودم تا ايشان نشست و فرمود : «اى على! خداوند در امر امامت ، همان گونه احتجاج مى كند كه در امر رسالت احتجاج كرده است و فرموده است : «و او را در خردسالى حكمت داديم» ، «و چون به كمال بلوغش رسيد» ، «و به چهل سالگى رسيد» . پس مى شود كه بدو حكمت ، داده شود و او كودك باشد ، و مى شود كه بدو حكمت داده شود و او چهل ساله باشد» .
٣١٧٠.مجمع البيان ـ به نقل از على بن اسباط ـ: در حالى كه روانه مصر بودم، وارد مدينه شدم و به نزد امام جواد عليه السلام رفتم و او در آن هنگام ، پنج ساله بود . به دقّت به او مى نگريستم تا براى دوستانم در مصر ، او را توصيف كنم . امام عليه السلام به من نگاهى كرد و فرمود : «اى على! خداوند ، همان كه در نبوّت مى كند ، در امامت هم انجام مى دهد . خداوند مى فرمايد : «و چون به كمال بلوغ و رشد رسيد ، بدو حكمت و دانش داديم» و مى فرمايد : «و در كودكى به او حكمت داديم» . پس مى شود كه حكمت به چهل ساله داده شود و مى شود كه به كودك ، عطا شود» .
٣١٧١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پسربچّگان به يحيى بن زكريّا عليهماالسلام گفتند : بيا برويم بازى كنيم . يحيى عليه السلام فرمود : «براى بازى آفريده نشده ايم . برويم نماز بخوانيم» . اين ، همان گفته خداوند است : «و بدو در خردسالى حكمت داديم» .
٣١٧٢.امام على عليه السلام ـ در يادكردِ پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: [خداوند ،] وى را از ميان سلسله پيامبران و مشعل هاى فروزان و ستيغ هاى سرافرازى و دلِ سرزمين بطحا و چراغ هاى تاريكى و چشمه هاى حكمت برگزيد .