دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٩
٣٢٥٨.امام على عليه السلام : از محبوب ترينِ بندگان نزد خداوند ، بنده اى است كه خداوند ، او را در برابر [هواى] نفسش يارى داده است ... چراغ در دل تاريكى ها ، راه گشا در تيرگى ها ، كليد مبهمات ، گره گشاى مشكلات و راهنماى بيابان هاست ، مى گويد و مى فهماند ، و خاموش مى ماند و سالم مى ماند ... و آن ديگرى كسى است كه دانشمند ناميده مى شود ، ولى نيست؛ بلكه ياوه هايى از نادانان برگرفته و مايه هاى گم راهى را از گم راهان اندوخته و دام هايى از فريب و دروغ براى مردم گسترده است ... در شبهات ، فرو رفته و مى گويد : «از آنها باز مى ايستم» ، در ميان بدعت ها آرميده و مى گويد : «از آنها كناره مى گيرم» . چهره[ى او ]چهره آدمى است و دل [ او] ، دل حيوان . نه راه هدايت را مى شناسد تا در پى اش برود و نه راه گم راهى را تا از آن جلوگيرى كند . چنين كسى مرده اى ميان زندگان است .
٣٢٥٩.امام على عليه السلام : منفورترينِ مردم نزد خداوند ، فقير متكبّر ، پير زناكار و دانشمند بدكار است .
٣٢٦٠.امام على عليه السلام : نه در دروغگويان خيرى هست ، نه در دانشمندان تهمت زن .
٣٢٦١.امام على عليه السلام : در دانش دروغ پردازان ، خيرى نيست .
٣٢٦٢.عيسى عليه السلام : واى بر شما دانشمندان بد! مزد را مى گيريد و كار را انجام نمى دهيد . نزديك است كه كارفرما كارش را بطلبد و چيزى نمانده كه از دنيا به تاريكى گور بروند . چگونه مى تواند از اهل دانش باشد كسى كه به سوى آخرت مى رود ، ولى رو به دنيا دارد و آنچه بِدو زيان مى رساند ، برايش گواراتر است از آنچه به وى سود مى بخشد ؟!