فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧ - كاربردهاى سه گانه ديالكتيك
گردد كه مخالفان اين مكتب، به ايده آليستى متهم شوند، زيرا ايمان به حقيقت عينى جهان وتاريخ (به هر عاملى تفسير گردند)مورد اتفاق همه گروههاى فلسفى است.
خلاصه هر گروهى كه به عينيتهاى خارجى، از جهان و جامعه، عقيده راسخ دارد وجهان و رويدادهاى تاريخى را، از طريق نظام علت و معلول تفسير مى كند، رئاليست وواقع پين مى باشد، هر چند در مسائل ديگر مانند انحصار وجود و هستى به ماده و انرژى، حكومت تضاد وحركت بر جامعه و جهان، و تفسير رويدادهاى تاريخى از طريق عامل اقتصادى و غيره، با هواداران ماترياليسم ديالكتيك اختلاف داشته باشد.
در تفسير مكتبهاى فلسفى، تنها يك گروه را كه واقعيتهاى عينى را انكار كرده يا در آن شك مىورزند و مى گويند جهان خيال و پندارى بيش نيست، بايد استثنا كرد، و ديگر مكتبها را رئاليسم خواند هر چند در مسائل ديگر با هم اختلاف داشته باشند.
شكى نيست كه ماركسيسم در مسائل مربوط به ديالكتيك و غيره مرهون افكار هگل است، و همه اين آوازها از اوست، ولى اين مكتب به جاى قدردانى از افكار اين استاد عاليقدر، او را سخت تحقير مى كند [١]ومى گويد ماركس، ديالكتيك را از هگل گرفت ولى جنبه ايده آليستى آن را حذف كرد و
[١] به قول آندره پى يتر: فلسفه و ماركس از فلسفه هگل ريشه مى گيرد، و ضمن اينكه پيروى كاملى است ازروش هگل واكنش قطعى عليه انديشه اوست، ماركسيسم نسبت به هگليسم مانند فرزند ياغى استاد است، و به قول «لابروبر»: همچون كودكانى كه پرستار خود را كتك مى زنند(ماركس و ماركسيسم، ص ٣). ما در بحث تضاد، جنبه ايده آليستى ديالكتيك را توضيح خواهيم داد.