فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٤ - نقد كلام ژرژ پوليستر استاد دانشكده كارگرى پاريس
خارج نه وجودى تبديل به عمل مى گردد و نه عدمى به وجود. از اين بيان روشن مى گردد كه در معادلات، تبديل ارقام سلبى به ايجابى و بالعكس، لزوماً به معنايى تبديل وجود به عدم يا عدم به وجود نيست، بلكه يك رشته عمليات ذهنى است كه بسهولت انجام مى گيرد.
٥. از ميان تئوريسينهاى ماركسيسم، دوست ودستيار كارل ماركس، «انگلس» نيز دست وپايى زده است كه براى تحقق تناقض مثالهايى پيدا كند و از اين راه منطق قديم را كه اجتماع نقيضين را ممتنع مى داند به باد انتقاد بگيرد، مى گويد:
جامعه بشريت، اين قدرت و توانايى را دارد كه به معلومات نامتناهى دست يابد، و اين در جايى است كه انسانها، به علت محدوديت امكانات وقابليتهاى ذهنى، به طور انفرادى قادر به چنين كارى نيستند.
نقد
بايد به انگلس گفت اگر بنا باشد كه اين گونه احكام، مصداق تناقض باشند. لازم نيست به ذهن خود فشار آورده و يك چنين مثالهاى فلسفى را پيدا كنيم، زيرا دور و بر ما ازا ين گونه تناقضها! فراوان است! مانند:
ده انسان در حال اجتماع مى توانند سنگ بزرگى را حركت دهند، در حاليكه يك انسان به تنهايى قادر به چنين كارى نيست!
رزمندگان غيور به طور دسته جمعى مى توانند دژهاى جنايتكاران را فتح كنند، در حالى كه هيچيك از آنها به تنهايى قادر به چنين كارى نيست!
حزب پرولتاريا مى تواند دولت كارگرى را استيضاح كند، در حالى كه