فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢١ - فصل بيست و دوم با حركت هاى مكانيكى و ديناميكى آشنا شويم
طبيعى و درونجوش انجام مى گيرد.
٢. در حركت مكانيكى، تغيير دومى ناشى از تغيير اول نيست و ميان اولى ودومى ضرورتى وجود ندارد. مثلاً حتماً لازم نيست كه الوار، مداد شود، در حاليكه در حركت ديناميكى، جريان بر خلاف اين بوده، ونوعى روابط وضرورت ميان اجزاى حركت وجود دارد.
اكنون ما هر دو امتياز را مورد بررسى قرار مى دهيم.
درباره امتياز نخست، بايد بگوييم كه اين امتياز از دو نظر باطل است:
الف: شكى نيست كه ميان تكامل سيب با تبديل الوار به مداد تفاوت روشنى وجود دارد وهرگز نمى توان اين دو نوع تحول را يكى دانست، امّا تفاوت اين دو نوع تحول، در اين نيست كه عامل تحول در اولى در دل موجود قرار داشته و به قول ژرژ پوليستر: ديناميسم خود بخود است ولى در ديگرى عامل تحول، خارجى و بيرونى است. زيرا يقيناً رشد و رسيدن سيب نيز بدون تأثير و دخالت عوامل خارجى (از قبيل انرژى خورشيدى، گازهايى كه در هوا موجود است، و مواد ديگرى كه از طريق تنه و شاخ و برگهاى درخت به سيب مى رسد) امكان پذير نخواهد بود.
تفاوت واقعى اين دو در آن است كه تحول سيب، يك تحول جوهرى است، در حاليكه تحول الوار يك تحول غير جوهرى است. چنانچه ماركسيستها مسائل مربوط به جوهر و عرض در فلسفه اسلامى را بدقت مى خواندند و ميان تحولات عميق و سطحى دقيقاً فرق مى گذاشتند، هرگز حركتهاى ديناميسمى را به گونه زير تفسير نمى كردند:
«عوامل داخلى كه سيب را به تكامل مى رساند به وسيله فشار قواى درونى