فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠١ - آيا اصل تغيير ، علوم رياضى را نيز شامل است
آيا اصل تغيير، علوم رياضى را نيز شامل است؟
دقتى مختصر،فراگيرى اين اصل نسبت به علوم رياضى وبسيارى از قوانين علوم طبيعى را تكذيب مى كند فى المثل، آيا مى توان گفت قوانين مربوط به انعكاس نور وآئينه هاى محدّب ومقعّر وقوانين مربوط به اهرمها، دستخوش دگرگونى هستند؟! نه تنها اين رشته از قوانين از حوزه تغيير و تبديل بيرون مى باشند، بلكه رشته هاى مختلفى از علوم وآگاهيهاى واضح و روشن انسان، از هر نوع تغيير و دگرگونى پيراسته بوده و دست تغيير به آن راه پيدا نمى كند، كه از آن جمله امتناع «اجتماع نقيضين» و ارتفاع آن دو، ونيز كوچك بودن جزء از كل و غيره مى باشد.
اصولاً با توجه به اينكه انسان يك رشته علوم و دانشهاى ثابت و پايدار دارد، مى توان گفت كه فكر و انديشه انسانى مقوله اى مادى نبوده و اين سنخ از واقعيات، وجودى غير مادى دارند.
به عبارت ديگر، وجود ادراكات ثابت ولا يتغير گواه بر اين است كه اين طرز از ادراكات هويت مادى نداشته وواقعيتى فراتر از انعكاس مادى در سلولهاى مغزى دارند. زيرا سلولهاى مغزى و انعكاسات آن، بسان جهان ماده در معرض تغيير ودگرگونى قرار دارند، در حاليكه اين نوع از ادراكات پيوسته ثابت و برقرارند.
ما به خواست خدا در بحث «شناخت»[١]، تجرد دانشهاى انسانى از ماده را به نحو روشنى ثابت خواهيم كرد.
آيا اصل تغيير، خود و ديگر اصول را نيز شامل است؟!
[١] اين بخش به طور جداگانه به نام شناخت در فلسفه اسلامى منتشر شده است.