فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠
هجوم آور شد.
نامه تاريخى رهبر انقلاب اسلامى ايران ، امام خمينى (قدس سره) به گورباچف(صدر هيئت رئيسه حزب كمونيست شوروى) مبنى بر اين كه«از اين پس، ماركسيسم را بايد در موزه ها جستجو كرد» و يك ايدئولوژى كهنه و فرسوده و فاقد اعتبار نگاشت، ـ در عين اهميّت ـ يك غيب گويى پيامبرانه نبود، بلكه پيش بينى آگاهانه وحساب شده بزرگمردى بود كه صداى شكسته شدن استخوانهاى پوسيده آن نظام را، از وراى چهره بزك كرده و پر زرق وبرق آن مى شنيد و دلسوزانه پيشاپيش هشدار مى داد. چنان كه، پيروزى انقلاب كبير اسلامى بر رژيم وابسته و تا بن دندان مسلح پهلوى، و ستيز سازش ناپذير آن با جهانخواران غرب و شرق، خود خط بطلانى بر اين سخن كارل ماركس بود كه دين را «افيون توده ها»! و آلت دست سرمايه داران براى تحميق ملتها! مى شمرد و غافل يا متغافل از آن بود كه اگر فى المثل در اروپا، واتيكان، وردست و همكار استعمارگران است، در ايران اسلامى، روحانيت شيعه، منبع لا يزال قيام براى آزادى و نجات انسانها، و نابودى ظالمان وستمگران است.
كتاب حاضر كه اينك با ويرايش و پرداختى نو به خامه طبع سپرده مى شود، براى نخستين بار در حدود بيست سال پيش يعنى زمانى كه پرچم كمونيسم در اتحاد شوروى و اقمار آن در اهتزاز،و بازار بحثهاى آن در محيطهاى روشنفگرى كشورمان بسيار داغ بود، به رشته تأليف درآمده و تقديم نسل جوان گرديد. بدان اميد كه با كاستيها و ايرادات اصول منطق ديالك تيك آشنا شده و ضمناً دريابند كه در فلسفه اسلامى اين اصول به صورتى كاملاً بهتر و دقيقتر مورد بحث و بررسى قرار گرفته است، و به قول شاعر: