فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٢ - اصول ديالكتيك هگل
٢. تناقض و تضاد، پايه و اساس هر نوع حركت و فعاليت موجودات است. ريشه حركتها وجنبشهاى فكرى و طبيعى همان تناقض وتضادهايى است كه در درون اشيا پديد مى آيد،
٣. هر نوع حركت و تكامل، بر اثر عبور از ضدى به ضد ديگر، و سپس تركيب دوضد در مرحله سوم به وجود مى آيد و هر نوع تكامل تحت قانون مثلث «اثبات: نفى، نفى در نفى» انجام مى گيرد.
به عبارت روشنتر: آگاهى از مكانيسم عملكرد طبيعت و انديشه از نظر هگل بستگى به اين دارد كه دو مطلب زير را به هم ربط دهيم:
١. در همه پديده ها، حتى انديشه، سه دوره وجود دارد، كه عبارتند از توليد، رشد، نزول،
٢. گوهر هر نهادى، همانا گهواره نهاد برترى است.
در اين صورت، هستى اشيا وحتى هر فكر ونهادى، حركتى سه مرحله اى دارد، مطابق قاعده سه پايه معروف:
الف: نهاده، يا وضع، و يا «تز»،
ب: برابر نهاده، ياوضع مقابل، يا «آنتى تز»،
ج: هم نهاد، يا وضع مجامع، يا «سنتز»،
به طور خلاصه: نخستين چيز، «نهاده موجود» است، سپس چيزى مخالف او در «برابر نهاده» مى شود، و تركيب اين دو با هم نيز «همنهادى» مى شود يعنى تركيب يا «سنتزى» كه در سطح بالاترى آن تضاد را حل كرده و به سطح عاليترى رسيده است،و به عبارت دقيقتر: تصديق، نفى، ونفى در نفى.