فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٦ - نقد نظريه هگل در باب تكاپوى جامعه
اين گروه در طول تاريخ براى بسط سلطه وحاكميت خويش، براى بهره كشى از حاصل كار ديگران و به بردگى كشيدن آنان، با تمام قوا وارد ميدان مى شوند و در اين راه با زور، حيله، دروغ، تخدير، ايجاد تفرقه، ظلم و فساد، پيش مى روند و تا آنجا كه مى توانند پايه هاى حكومت خود را محكم مى سازند. شرايط محيط وپايين بودن سطح فكر و فرهنگ مردم و فقدان آگاهى لازم در توده ها، زمينه را براى استقرار حاكميت اين گروه فراهم مى سازد، و در نتيجه آن غرايز حيوانى و نفسانى خود را، كه محرك اصلى آنها به اين گونه پليديها است، اشباع مى سازد.
متقابلاً، در برابر اين گروه، كسانى به پا مى خيزند و براى محو زور گويان ومفسدان دور هم گرد مى آيند.
كسانى كه براى كوبيدن ستمگران گام پيش مى نهند، غالباً با دو آرمان و دو محرك حركت مى كنند:
١. محروميتها، ناكاميها، گرسنگيها و ديگر غرايز نفسانى اشباع نشده. شكى نيست كه محروميت كارگران و زحمتكشان از حقوق خويش، يكى از عوامل محرك تاريخ در پيكار آنان با مترفان و مفسدان است هيچ فردى نمى تواند ببيند كه فرد يا گروهى «مترف» بر سر مواهب طبيعى نشسته و همه چيز دارند، و خود وى با محروميت كامل به سر مى برد.
٢. نهادهاى عالى و غرايز برتر انسانى، مانند انساندوستى، حق پرستى، عدالتخواهى و ديگر سايقه هاى عالى انسانى، كه دارندگان اين نهادهاى عالى را دوشادوش گروه نخست، بر ضد مستكبران بسيج مى سازد.
اين دو گروه با داشتن آرمانها و نظريات مختلف، از سپيده دم تاريخ بر