فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٥ - نقد كلام ژرژ پوليستر استاد دانشكده كارگرى پاريس
هيچكدام از افراد حزب، منفرداً قادر به چنين كارى نيستند!
اگر در همه اين مثالها شرايط«جمع نقيضين» فراهم باشد، ما هم با انگلس همصدا مى شويم ومى گوييم جمع نقيضين مانعى ندارد، ولى با توجه به شرايطى كه در منطق ارسطويى براى مسئله «امتناع نقيضين» گفته شده هيچيك ازاين موارد از مقوله اجتماع ضدين يا نقيضين محال نيست.
مگر نه اينكه گفته شده است كه يكى از شرايط تحقق تناقض، «وحدت موضوع» است، در حاليكه اين مثالها فاقد چنين شرط اصلى است، زيرا آنجا كه مى گوييم مى تواند، موضوع قضيه افراد «به طور دسته جمعى» است و آنجا كه سخن از عدم امكان مى ناميم، موضوع قضيه، افراد به طور منفرد و بدون بهره گيرى از ديگران مى باشد.
٦. وجود دو نيروى مختلف الكتريسيته مثبت و منفى، گواهى روشن در وجود تناقض است، و اثبات ونفى، از قبيل وجود وعدم مى باشند.
نقد
آنان كه آگاهى مختصرى از مسائل فيزيكى دارند مى دانند كه الكتريسته منفى، يك نوع الكتريسيته خاصى است كه از اصطكاك آن با الكتريسته مثبت، برق توليد مى شود. مقصود از الكتريسيته مثبت ومنفى، الكتريسيته موجود و معدوم نيست تا از مقوله «تناقض» به شمار آيد، بلكه دو نوع الكتريسيته مادى مى باشند كه از اتصال و بهم رسيدن آنها برق توليد مى شود و آميزش اين دو نوع الكتريسيته، از قبيل آميزش عناصر مختلف است كه مايه تنوع و تكثر موجودات مى گردد(و قبلاً از آن بحث شد).