فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٥ - نقد نظريه هگل در باب تكاپوى جامعه
به عبارت ديگر، قواى متضاد، تشكيل دهنده شخصيت حقيقى، يك فرد انسان است و مطالعه و بررسى هر پديده اى در محدوده اى پيراسته از تضاد و فقط در چهار چوب قواى متناسب، مطالعه تمام شخصيت او نيست، بلكه بررسى بخشى از واقعيت او است.
بنابراين هر فردى منهاى قواى متضاد، شخصيت وواقعيت كامل ندارد كه بتوان روى آن حساب كرد و در برابر آن سفره اى به نام «تز»، «آنتى تز» و «سنتز» گسترد.
٢. نقد نظريه هگل در باب تكاپوى جامعه
اگر مثلث هگل واقعيتى داشته باشد، بايد گفت مربوط به واحدهاى اعتبارى (مانند جامعه) است. شكى نيست كه وحدت جامعه، يك وحدت اعتبارى و قراردادى است، نه حقيقى وواقعى. در چنين واحد اعتبارى، نقش تضاد در تحول و تبدل البته انكار پذير نيست، امّا در عين حال، نحوه عملكرد آن نه به گونه اى است كه «هگل» مدعى آن شده است. اينك بيان آن:
ريشه مبارزه ها ونبردها
افراد و گروههاى طغيانگر و افراطى، به انگيزه هاى پست وحيوانى چون سودجويى، جاه طلبى، خودخواهى، شهوت پرستى، و قدرت طلبى، تمام تمايلات عقلانى خويش را نابود مى سازند، و موجب سقوط خودو جامعه مى شوند. آنان اعضاى بيمار فاسد جامعه بشرى هستند كه بايستى، براى سلامت اجتماع،تحت معالجه قرار گرفته و در صورت لزوم از جامعه پاكسازى شوند.