فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨ - ٤ تضاد اجتماع نيروهاى مختلف
فشار دستهاى ما، روى توپ اثر دفعى مى گذارد و آن را به طرف ما بر مى گرداند به اين دومى نيز اصطلاحاً عكس العمل يا واكنش مى گويند. در عين حال چون اين دونيروى مخالف نه به طور همزمان بلكه در دو زمان متفاوت متوجه يك جسم مى شوند از تضاد ممتنع فلسفى بيرون خواهند بود.
ج: گاهى زمان دو نيروى متضاد يكى است امّا موضوع آنها مختلف مى باشد، مانند جاذبه اى كه در خورشيد وجود دارد وقوه گريز از مركزى كه در سيارات حكمفرماست. خورشيد مى خواهد سيارات را به سوى خود جذب كند و سيارات مى خواهند از گرد خورشيد ـ كه مركز حركت است ـ بگريزند و چون اين دو نيرو، مربوط به دوجسم است تضاد خود به خود حل خواهد شد.
در آتش گردانى كه مى گردد و حلقه سيم آن در انگشت ما قرار دارد، دو نيروى مختلف موجود است، امّا دو نيرو در دو نقطه مغاير گرد آمده اند، زيرا واقعيت جذب مربوط به حركت دست راست است كه محور حركت محسوب مى شود، و قوه دفع و گريز مربوط به آتش گردان است كه مى خواهد از محور حركت بگريزد.
فشرده سخن آنكه هنگامى كه موجودى جولانگاه نيروهاى مختلف گشته و با قوه هاى گوناگون عجين مى گردد، در اين صورت تضاد نيروها به گونه هاى زير حل مى گردد:
١. هر دو نيرو، يا يكى از آنها، به صورت زمينه در نهاد جسم قرار مى گيرند، به نحوى كه اگر يكى فعاليت خود را آغاز كرد نيروى ديگر در مرز زمينه باقى مى ماند و از خود تجلى و ظهورى ندارد.
٢. هر دو نيرو در زمان متفاوت فعاليت مى كنند، و ميان دو نيرو در