فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦١ - حركت در چهار مقوله از عرض
طعمها، بويها، نرميها ودرشتيها.
عرض، گاه به صورت محسوس مى باشد، مانند رنگها، مزه ها وبويها، وگاه نيز به صورت غير محسوس، مانند صفات وحالات روانى از قبيل شادى و اندوه و ديگر اعراض نفسانى.
١٥. حركت در چهار مقوله از عرض
فلاسفه اسلامى پيش از صدرالمتألهين، معتقد بودند هر نوع حركت و تحول در بستر عرض امكان پذير است، و آنچه كه دستخوش دگرگونى مى گردد صفات واعراض طبيعت است، نه خود ذات و طبيعت شىء، و از ميان اعراض نيز معتقد بودند كه چهار عرض و صفت از صفات و اعراض طبيعت، مى تواند مشمول تحول گردد، كه عبارتند از:
١. كيف (چگونگى)، ٢. كم(مقدار)، ٣. أين(مكان)، ٤. وضع.
مقصود ازحركت در «كيف»، اين است كه جسم در يكى از صفات ظاهرى خود مانند رنگ، يا صفات درونى مانند يك احساس نفسانى رو به كمال بگذارد. مثلاً سيب، از دوران كالى تا لحظه اى كه رشد مى نمايد رنگهاى مختلفى پيدا مى كند، و بستر حركت، و به قول فلاسفه اسلامى: «مقوله» حركت، قسمت كيف و چگونگى ظاهرى جسم است.
مقصود از حركت در «كم»، افزايش مقدار وحجم جسم است. در همان مثال ياد شده، مقدار جسم سيب به مرور زمان افزايش يافته و بر كميت آن افزوده مى شود.
مقصود از حركت در «مكان»، كه در اصطلاح فلسفى به آن حركت در