فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٧ - دو لغزش در گفتار ارانى
نقد
بايد به اطلاع اين ماركسيست پيشتاز وطنى برسانم،چنين استدلالى در هيچيك از آثار دانشمندان الهى ويا طرفداران منطق ارسطو، نه وجود دارد، ونه مى تواند داشته باشد. استدلال با اشكال چهارگانه اى كه در منطق ارسطو معروف است، براى خود شرايطى دارد كه با فقدان يكى از آن شرايط قياس و استدلال منطقى عقيم مى گردد و اين مطلب بر تمام آشنايان با منطق صورى روشن و واضح است.
قياس در منطق ارسطو، از دو قضيه (كه اولى را «صغرى» و دومى را «كبرى» مى گويند) تأليف مى گردد و از ضميمه گرديدن اين دو قضيه، چيز سومى به دست مى آيدكه آن را «نتيجه» مى نامند.
قياس منطقى به چهار صورت مى تواند تأليف يابد، كه يكى از آنها را «شكل اول» مى گويند. در قياسى كه به صورت شكل اول تشكيل مى شود، شرط اساسى براى منتج بودن آن است كه قضيه دوم، به صورت يك قضيه كلى صادق باشد و الاّ در غير اين صورت قياس عقيم و بى نتيجه خواهد بود. مثلاً مى گويند:
جهان متغير است;
و هر متغيرى حادث است;
پس جهان حادث است.
همان طور كه ملاحظه مى كنيد، قضيه دوم به صورت كلى است ولى در مثال مورد بحث (سفيد، ضد سياه است) صورت كلى آن [١]، دروغ بوده و
[١] هر سفيدپوستى ضد سياه است.