فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٠ - فصل بيست و ششم حركت در مقوله هاى عرض و جوهر
نتايج حركت در فلسفه اسلامى
٢٦
حركت، در مقوله هاى گوناگون عرض و جوهرهمان طور كه يادآور شديم، حركت داراى اركان ششگانه اى است كه يكى از آنها مقوله حركت است، يعنى جهتى كه طبيعت در آن جهت گام به پيش مى نهد و تكامل مى يابد، و به تعبير ديگر، بسترى كه جسم در آن مى غلتد يا دالان و راهرويى كه طبيعت از آن عبور مى كند. «مقوله» حركت، كه يا جوهر است ويا عرض، و براى آشنايى با اين دو مفهوم رايج فلسفى، به توضيح زير مى پردازيم:
تقسيم ممكن به جوهر وعرض، يكى از تقسيمات شايع در فلسفه اسلامى است. مثلاً «سيب» جوهر است، و رنگ و مقدار آن «عرض»ى است كه قائم به آن مى باشد. به عبارت دقيقتر، هرگاه چيزى در هستى پذيرى مستقل باشد و هستى آن، فرع بر هستى ديگرى نباشد، چنين موجودى را جوهر مى گويند، مانند جمادات، نباتات وحيوانات، زيرا اجسام طبيعى، با تمام انواع و اقسامى كه دارد چون در مقام هستى از شؤون موجود ديگر نيستند، آنها را «جوهر »مى گويند. ولى هرگاه وجود يك شىء فرع بر وجود شىء ديگر ووابسته به آن باشد، آن را «عرض» مى نامند، مانند سياهى وسفيدى، و انواع