فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٩ - فصل هجدهم آيا تضاد در طبيعت نقش آفرينشگرى دارد؟
١٨
آيا تضاد در طبيعت نقش آفرينشگرى دارد؟مقصود «هگل»، پدر ديالكتيك، از طرح تضاد درونى و مثلث تز و آنتى تز و سنتز، اثبات تكاپوى طبيعت و ذهن در پرتو تضاد بوده ووى بر اين باور است كه تضاد درونى، نقش آفرينشگرى دارد. در عين حال مى دانيم كه وى مردى مذهبى بود و جهان طبيعت را وابسته به جهان ماوراى طبيعت مى دانست.
ماركس در اين ميدان گامى فراتر نهاده ومى خواهد تمام تحولات و تبدلات جهان، و پيدايش كمالات و فعليات در طبيعت را از اين طريق توجيه كند، ووابستگى جهان ماده به جهان ديگر را امرى موهوم و پندارى قلمداد نمايد. او مدعى است كه تضاد در پديده ها در خودگردانى جهان ماده كافى بوده، و اصلاً نيازى به وابستگى به جهان ديگر و دخالت عنصر غيبى نيست.
اكنون پرسشى به شرح زير مطرح مى گردد:
آيا تضاد درونى در جهان ماده، كه هگل آن را بر پايه «تز» و «آنتى تز» مطرح ساخته و ماركس نيز از وى پيروى مى كند، مى تواند نقش آفرينشگرى را برعهده بگيرد؟چنانچه جواب منفى باشد، پس نقش تضاد در طبيعت چيست؟