فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٣ - فصل شانزدهم وحدت بر اعتراف تضاد در فلسفه ماركس
١٦
وحدت وائتلاف تضاد در فلسفه ماركسبررسيهاى گذشته، ما را با اصل تضاد و تناقض در فلسفه اسلامى آشنا كرد و به روشنى معلوم ساخت كه امتناع اجتماع تضاد و تناقض از جمله اصول اساسى است كه مرور زمان وپيدايش مكاتب و انديشه هاى نو، هيچ گونه خللى در آن ايجاد نكرده است. اين دو اصل از اصول محكم و استوار منطق ارسطو مى باشد، نه به اين معنى كه ارسطو آن را كشف كرده بلكه او ما را به اين دو حكم بديهى و روشن وملموس توجه داده است، و شايد در تاريخ فلسفه شخصيتهاى ديگرى نيز به آن توجه داده اند.
در پى اين بحث، پيرامون ائتلاف تضادها و اتحاد وجود و عدم در مكتب «هگل» سخن گفتيم و روشن شد مواردى كه وى آنها را از مقوله اتحاد وجود و عدم پنداشته ارتباطى به دو اصل گذشته ندارد وجناب «هگل»، پدر ديالكتيك، در اين مورد دچار اشتباه شده است. آنگاه به تحليل نظريه اين متفكر آلمانى در تكاپوى طبيعت و جامعه پرداختيم ومعلوم گشت كه در تكاپوى طبيعت هيچگونه اثرى از مثلث هگل مشهود نيست، چنانكه نحوه تكاپوى جامعه نيز به گونه اى است كه ارتباطى به نظريه هگل ندارد.