فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٨ - ٣ تضاد وجود گرايشها و نيروهاى مختلف
است كه مى خواهند تخم يا هسته را به سوى كمال سوق دهند.
وضع هسته و تخم مرغ، يكسره گواهى مى دهد كه آن دو براى تحول و تكامل آفريده شده اند و تمام ذرات آن، با زبان حال مى گويند كه ما، در خدمت تحول وتبدل بوده و خواهان آن هستيم كه هرچه زودتر صورتى كاملتر وفعليتى بالاتر پيدا كنيم.[١]
٣. تضاد: وجود گرايشها و نيروهاى مختلف
از بسيارى از كتب ماركسيستها بخوبى استفاده مى شود كه مقصود آنان از وحدت تضاد، وجود گرايشهاى گوناگون در پديده هاى طبيعى است و اينكه هر چيزى با گرايشهاى مختلف آفريده شده است، مانند:
١. خواص الكتريكى اجسام، كه در آنها الكتريسيته مثبت و منفى وجود دارد،
٢. در زندگى آلى، ساخته شدن و خراب شدن تركيبات آلى وجود دارد،
٣. در محاورات روزانه غالباً مى گوييم در فلان شخص انبوهى از تضاد وجود دارد، يا وى گرايشهاى متضادى از خود نشان مى دهد، مثل آرامش و خشونت، جسارت و ترس، خودخواهى و از خود گذشتگى.[٢]
موريس كنفورت مى گويد: در درون هر پروسه وحدت و مبارزه و گرايشهاى متضاد وجود دارد اين تضاد بين گرايشهاى متقابل ذاتى پروسه ها است وصرفاً در نتيجه علل عرضى يا خارجى پيدا نمى شود. حل تضادهاى
[١] تفسير وحدت تضاد به اين معنى، همان نظريه هگل بوده و طبعاً اشكالاتى كه پيش از ايشان در فصول ١١ـ ١٤ مطرح كرديم به همين اصل نيز متوجه است. [٢] ماترياليسم ديالكتيك، كنفورت، ص ٩٨ـ ١٣٦ـ ١٣٢.