فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٠ - ٣ تضاد وجود گرايشها و نيروهاى مختلف
از اينرو متد ديالكتيك بر آن است كه جريان تكامل پست به عالى نتيجه تكامل و توسعه و هماهنگى پديده ها نبوده، بلكه بر عكس، در اثر بروز تضادهاى داخلى اشيا و پديده ها و در طى يك مبارزه بين تمايلات متضاد كه بر اساس آن تضادها قرار گرفته است انجام مى گيرد.
لنين مى گويد: ديالكتيك، به معنى حقيقى، عبارت است از بررسى تضادها در خود ذات اشيا.[١]
مائوتسه تونك نيز در كتاب «تضاد» مى نويسد تأثير پديده ها بر روى يكديگر و مبارزه اضداد كه ذاتى هر پديده اى است، موجد حيات تمام اشيا وپديده ها ومحرك تكامل آنهاست. چيزى كه در آن، تضاد نباشد وجود ندارد. اگر تضاد نبود، تكامل جهان صورت نمى گرفت. تضاد، اساس اَشكال ساده حركت است(مقصود، حركت مكانيكى است) وبه طريق اولى، اساس اَشكال پيچيده حركت است(مقصود، حركت ذاتى اشياست).
سخن «مائو» در عبارت فوق، ناظر به جمله انگلس در كتاب «آنتى دورينگ» است كه مى نويسد: خود حركت مكانيكى، يك تضاد است، اگر تغيير ساده مكانيكى محل، خود محتوى تضاد باشد، به طريق اولى اشكال عالى حركت ماده و مخصوصاً حيات آلى و تكاملش محتوى تضاد است.[٢]
در پاسخ به اين گونه سخنان بايد گفت كه، وحدت تضاد به اين معنى اصلاً سخن تازه اى نيست كه ماركس مدعى آن شده باشد، بلكه وحدت تضاد به اين معنى در فلسفه اسلامى نيز مطرح بوده و در گذشته سخنان امير مؤمنان را در اين مورد يادآور شديم.
[١] ماترياليسم ديالكتيك تاريخى، استالين، ص ١٢و١٣. [٢] ماترياليسم، ماركسيسم، ص ١٢٨.