فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٨ - ٣ تكامل هميشه عبور ازميان اضداد نيست
٣. تكامل هميشه عبور از ميان اضداد نيست
منطق ديالكتيك، هر نوع تكامل در طبيعت و جامعه را صرفاً از طريق عبور از ميان اضداد، و انقلاب ضدى به ضد ديگر، توجيه مى كند و مى گويد هر چيز طبعاً به ضد خود گرايش داشته و پيوسته ضد خود را پرورش مى دهد و در طبيعت و جامعه دو گروه از عوامل در نبرد و پيكارند: عوامل اثباتى كه مى خواهند شىء را در همان حال كه هست نگاه دارند، و عوامل نفى كننده در درون كه مى خواهند وضع موجود را به هم ريزند، سرانجام نفى پيروز گرديد. و پديده طبيعى و تاريخى به ضد خود مبدل مى گردد.
ولى اين نظريه،نه در طبيعت كليت دارد و نه در تاريخ، زيرا در طبيعت، گاه پديده اى از دو عنصر متضاد به وجود مى آيد بدون آنكه در آنجا ضدى به ضد ديگر تبديل شده باشد، مثلاً از تركيب دو عنصر به نامهاى هيدروژن و اكسيژن،آب به وجود مى آيد و همچنين، از تركيب «كلر» و «سديم»، نمك پديد مى آيد. در اينجا تركيب دو عنصر متضاد و متزاحم مايه پيدايش پديده اى تازه شده، بى آنكه مى بينيم ضدى به ضدى ديگر مبدل شود.
نيز از تلاقى دو سيم الكتريسيته كه بار مثبت ومنفى دارد برق به دست مى آيد. در اينجا هم تركيبى از دو ضد متزاحم مايه پيدايش پديده گرديده و هرگز براى پيدايش اين پديده، از ميان اضداد عبور نشده است.
گاه نيز جريان بر عكس است، يعنى ضدى به ضدى تبديل مى گردد، در حاليكه از تركيب دو عنصر خبرى نيست و نمونه اين امر هم در طبيعت كم نيست.