فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨ - فصل چهارم كاربردهاى سه گانه متافيزيك
شيخ الرئيس در كتاب «شفا» به اين نكته به طور روشن اشاره دارد:
«معنى اينكه اين علم، پس از طبيعت اين است كه علم مزبور نسبت به ما، در رتبه بعد از طبيعت قرار گرفته است، زيرا نخستين چيزى كه ما مشاهده مى كنيم همان وجود طبيعى است، ولى شايسته اين علم آن است كه بگوييم وى مقدم بر علوم طبيعى قرار دارد، چه، مجموع مباحث اين علم، مربوط به چيزى است كه ذاتاً پيش از طبيعت است.[١]
به هر روى، وجه تسميه و رمز نامگذارى اين علم به «مابعد الطبيعه» ، چه آن چيزى باشد كه تاريخ نويسان فلسفه گفته اند يا آنچه ما از كتاب شفا استظهار كرديم، يك نكته مسلم است و آن اينكه، مقصود از لفظ (متافيزيك) مباحث كلى فلسفى است كه پايه تمام علوم و دانشهاى بشرى قرار دارد و به تعبيرى ديگر: «متافيزيك» ارسطو همان امور عامه و كليه مباحث مربوط به هستى شناسى بوده است نه خصوص معارف مربوط به ماوراى طبيعت (مانند خدا، روح و...)زيرا، اين معنى، معنى دوم واز متافيزيك است كه هم اكنون متذكر مى شويم:
٢. معنى دوم لفظ «متافيزيك»
در عصر يونان باستان، لفظ متافيزيك، به معنى فلسفه اولى ومباحث مربوط به وجود وهستى شناسى به كار مى رفت وتحت اين عنوان، درباره احكام
[١] شفاء، بخش الهيات، چاپ ايران، ص ٢٣ فرعى و ٢٨٧ اصلى. اينك متن عبارت شيخ: «ومعنى مابعدَ الطبيعةِ بَعْديّته بالقياسِ إلينا فانّ ما نُشاهد الوجود ونتعرّف عن أحواله، نشاهد هذا الوجود الطبيعىّ وأمّا الذى يستحقّ أن يسمّى به هذا العلم إذا اعتبر بذاته فهو أن يقال له علم ما قبل الطبيعة لانّ الأمور المبحوثة عنها فى هذا العلم هى بالذات وبالعموم قبل الطبيعة».